عبدالله مستوفى

435

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

است ، اگر من دروغگو را بدر خانه خود نرسانم و بىاساسى اين ياوه‌گوئى را ثابت نكنم ، مردم گمان خواهند برد كه من در اين كار نفع خصوصى دارم . » شاهزاده اين فحشهاى صريح مرا خورد و تحليل برد و من هم از فردا شب مجلس او را ترك گفتم ولى نمونهء نان را هر شب برايش ميفرستادم . عقدكنان منزل اختصاصى عروس و داماد بيرونى تازه‌ساز تعيين شده بود كه بايد من و مادرم در اين حياط منزل كنيم و اندرون وسط بيرونى شود . البته حياط وسط براى بيرونى خيلى آبرومند نبود ولى چون خيال داشتيم در آتيه حياط كوچك جنب هشت مدخل و طويلهء قرينهء آن و اين حياط وسطى را بهم كوبيده و زمينى به طول چهل پنجاه و عرض بيست متر ايجاد كرده و در سمت شمال آن چهار اطاق و چهار زيرزمينى بسازيم و باقى را حياط و باغچه كنيم و اين ساختمان و باغچه را به بيرونى تخصيص دهيم ، اگر بيرونى موقتا هم چندان آبرومند نبود ، چيز مهمى بشمار نميآمد . اين فكر فكر خوبى بود زيرا اصل « دورى و دوستى » را بين جاريها محفوظ داشته و بيرونى دو برادر كه در همه چيز زندگى با هم شريك بودند ، بين دو اندرون اتفاق افتاده و حوائج هريك را نسبت باندرون خود در كمال رفاه برميآورد . از روباهى پرسيدند چند تا حيله دارى كه از دست سگ فرار كنى . جواب داد هزار تا و از همه بهتر آنست كه نه من او را ببينم و نه او مرا . وقوع بيرونى بين دو اندرون ، طبعا اين موضوع را عملى ميكرد پس دو حياط اندرون احتياج بدستكاريهائى مثلا براى ساختمان آشپزخانه و ايجاد قفسه‌هائى براى لوازم زندگانى اندرونى داشت كه ناگزير بايد به عمل آيد و چون حياط اندرونى كه به من تخصيص مييافت وسيعتر و از طرف ديگر لازم بود همانطور كه مادرم زحمت ادارهء شام و نهار پسر و عروس اولى را متكفل شده و آن عروس را تمرين داده حالا همان وظيفه را نسبت به پسر و عروس ديگر خود هم انجام دهد ، قرار شد كه آشپزخانهء برادرم سوا شود و آشپزخانهء من و مادرم با هم باشد . بارى بنائى آمد و دو حياط را براى اندرون شدن و آشپزخانه داشتن مهيا كرد . ضمنا رنگ در و ديوار اطاقها هم تجديد شد . بناى سمت شمال و اطاق روى آب‌انبار از بناى سمت مغرب كه سه اطاق و دو راهرو ميشد ، نصيب من و دو اطاق ديگر بناى سمت مغرب كه يكى بزرگ و ديگرى كوچك بود ، بمادرم تخصيص يافت و بناى تنكه‌سازى سمت مشرق بخدمتكارها رسيد و زيرزمين سمت شمال ، آشپزخانهء بسيار وسيعى شده از هر حيث براى اندرونى آماده گرديد . در اين آشپزخانه فر و شيرآب جارى هم تدارك شد . منهم يكى از سه اطاق قسمت خود را بالاختصاص بخودم تخصيص داده ، كتابهاى خويش را در دو قفسه و لباسهاى خود را در دو قفسهء ديگر آن گذاشته ، فرش و مبل و پردهء آبرومند براى آن تدارك ديدم كه اطاق مردانهء خوبى باشد . تالار و اطاق روى آب‌انبار را سهم همسر آيندهء خود قرار دادم كه بميل خود فرش و مبل و پرده براى آن بياورد . مادرم هم رختخواب همه چيز تمامى بر جهاز من اضافه كرد كه زندگانى آبرومندانهء