عبدالله مستوفى
26
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بيرون آمدهاند و ديگر حاجتى بقدك و برك براى پوشاك ندارند ، خود بتوانند فاستونى و چيت و چهلوار براى رفع حاجت خود تدارك كنند تا سرمايههاى داخلى بخارج نرود و مملكت دچار بىمايگى نشود . اصلاحات مالى دولتيرا هم كه باشارهء او ناصر الملك بدان مشغول شده بود ، براى ايجاد اطمينان در سرمايهدارهاى داخلى بود كه مردم ببينند نظم و نسقى در كار است تا به بيرون ريختن سرمايههاى خود و صرف آن در راه احداث كارخانه تن بدهند . براى حصول اين مقصود با انگليسها مشغول مذاكره شد و آنها را حاضر كرد كه حاجت پولى ايرانرا براى اين مشروع رفع نمايند . سياست خارجى امين الدوله خوب ميدانست كه فعلا نبايد فكر پس گرفتن آنچه بخارجه داده شده است بود . بنابراين « استاتوكو » « 1 » « بقاء الشّئى على ما كان » روح سياست خارجى او بود كه بوسيلهء دوست قديميش شيخ محسن خان مشير الدوله وزير امور خارجه بدان عمل ميكرد . ولى سفارت انگليس و روس كه در اين يكسال اخير بدريافت پارهاى امتيازات دشت و فتح تازهاى نكرده بودند و شايد بعضى از منويات آنها دچار جوابهاى منطقى شده بود ، كار عجيب بيسابقهاى كردند . يكى از نشانههاى استقلال و حاكميت هر دولت ، منع ورود اشخاص مسلح خارجى بحدود آن دولت است كه جز در حال جنگ و يا اتحاد جنگى بين دو دولت ، ورود نظاميان مسلح يك دولت به خاك دولت ديگر جدا ممنوع است . اينستكه در غير حالت جنگ و يا اتحاد ، هيچ دولتى اجازهء ورود اشخاص مسلح دول ديگر را به خاك خود نميدهد . عدم استعمال لباس رسمى براى اتباع يك دولت در خاك دولت ديگر هم فرع همين اصل است . اتباع يك دولت در دولت ديگر حق پوشيدن لباس رسمى خود را جز در موارد نمايندگى از طرف دولت خود ندارند و هميشه بايد در لباس عادى خود باشند . تا اين وقت اين قاعده كلى را اتباع خارجهء مقيم ايران هميشه رعايت ميكردند فقط نوكرهاى سفارتها و كنسولها در لباس نوكرى خود علامت و نشانيكه آنها را بشناساند ، بكلاه خود نصب ميكردند . حالا درست نظرم نيست كه كنسول روس يا انگليس در يكى از شهرهاى دور از مركز نامهاى به حاكم نوشته و از يك پيشآمدى براى اتباع دولت خود اظهار تشويش كرده و حاكم در جواب شرحى راجع به غير مهم بودن قضيه بقلم آورده و فرستاده بوده است . سفارت آن دولت همين جواب را مستند قرار داد و ببهانهء غير كافى بودن قواى داخلى براى حفظ اتباع خود عدهء مسلحى از سر حد وارد كرد و ابتدا به آن كنسولگرى و بعدها به تمام كنسولگرىهاى خود فرستاد . البته براى اينكه گفته نشود كه كهر كم از كبود است سفارت ديگر هم همين عمل را نسبت بكنسولگرىهاى خود معمول داشت . از اين روز ببعد مستحفظ سفارت و كنسولگرىهاى روس سالداتهاى مسلح بودند ، و انگليسها هم براى سفارت و كنسولگرىهاى خود سپاهى هندى داشتند . هروقت آقايان سوار
--> ( 1 ) - Statu quo