عبدالله مستوفى

21

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

اينقدر عناد ميورزيده‌اند ، شايد علت آن مراغه‌اى بودن و تا حدى « ازگه « 1 » » بودن او بوده است . بالجمله بواسطهء اين مقدمات بود كه همه حتى علماى دينى هم نسبت بمدارس جديد حسن استقبال كردند . جناب آقاى محمد صادق طباطبائى رئيس فعلى مجلس شوراى ملى پسر آقا ميرزا سيد محمد مجتهد از نظامت مدرسهء اسلام استنكاف نميكرد و ميرزا ابراهيم لاريجانى خيال اجتهاد و درس حكمت و فقه و اصول را سر داده مدرسهء قدسيه باز ميكرد . تحصيل كرده‌هاى مدرسهء دار الفنون كه از بيكارى و بطالت بجان آمده بودند ، بدون نظر داشتن بماده در اين مدارس تدريس ميكردند . اين جوجه طلبه‌ها و علمازادگان و معلمين مدارس ملى همانها هستند كه در به دو مشروطه علمدار آزادى مىشوند و هريك در قسمت خود كارهائى خواهند كرد . در اين نهضت معلومات جديد ، زحمات افراد خانواده‌هاى هدايت بخصوص جناب حاجى مخبر السلطنه رئيس مدرسهء علميهء آن روز و اديب و مفتاح و فروغى و آقايان سعيد العلماء و مهندس بغايرى و عبد العظيم قريب و مرحوم ميرزا عبد الغفار خان نجم الدوله و برادرزادهء او مرحوم نجم الملك در خور تقدير است . اينكه از حاجى ميرزا يحيى دولت‌آبادى و محمود علامير احتشام السلطنه ذكرى نميكنم ، به جهت اينست كه تظاهر اين دو نفر در كار فرهنگ بيش از عملشان بود و اين كار را نردبان جاه‌طلبىهاى خود قرار داده بودند و همواره كرده‌هاى سايرين را پاى خود حساب ميكردند . اگرچه حاجى ميرزا يحيى مدرسهء ساداتى هم راه انداخت ، ولى در اينوقت هم همان شخص بود كه بعد از بيست سى سال ورزش فكر و تجربه چكامهء : در دنگ دنگ زنگ ساعت ، دو شش شمارى * انگشت نرمكى خورد بر درب خاكسارى « 2 » را سروده است . اصلاحات مالى دورهء ده دوازده سالهء وزارت و صدارت امين السلطان نه‌چنان اوضاع مالى كشور را درهم و برهم كرده بود كه سررشته كردن آن كار آسانى باشد . اين يكى دو سال دورهء مظفر الدين شاه و هرج‌ومرج يكسال اخير تركها خرابى را از حد گذراند . براى ولايات هر سال لامحاله دستور العملهائى نوشته ميشد و فرد تفاوتى ( ترازنامه ) نسبت بعمليات سال قبل تنظيم ميگشت و اصول جمع و خرج و باقى در آنها رعايت ميشد . اگر مواجب بىاستحقاقى به كسى ميدادند ، مبلغى هم بعنوان نظارت عمل بر اصل ماليات ميافزودند ولى خزانهء مركزى كه محل جمع آن باقى ولايات و مركز پرداخت مصارف فوق‌العاده و بيوتات سلطنتى بود ، بواسطهء بىلجام شدن حكام و نرساندن اقساط خود بالمره از توانائى پرداخت افتاده بود .

--> ( 1 ) - لغت تركى و بمعنى غريبه است . ( 2 ) - مىخواهند بفرمايند : « در ساعت دوزازده كسى آهسته در اطاق مرا زد » ولى معلوم نيست دوازده صبح است يا دوازده شب .