عبدالله مستوفى
316
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
كند . هنوز عدليه كارش راه نيفتاده و مشير الدوله ، حسن پيرنيا مشغول نوشتن موادى باسم قانون موقتى بود . اين قانون موقتى هستهء ساير قوانين شد و روزبروز توسعه يافت تا بامروز رسيد . در اينوقت كارهاى عدليه چه در حقوق و چه در جزا ، جز قانون شرع قانونى نداشت و جز آخوندها و فقها و شاگردان مدرسهء سياسى كسى كه از اين قوانين خبرى داشته باشد نبود . شاگردهاى سياسى مشغول كارهاى ديگر و كار عدليه منحصرا بآخوندها متعلق بود . به همين جهت است كه امروز هم عدليه ما بوى آخوندى قديمى را ميدهد و سكان عدليه اگر چه با تغيير قانون و لباس ، ولى درهرحال ، دست آخوندهاست . وكلاى عدليه هم در اين وقت از همين آخوندها بودند كه مبرزين آنها شيخ على اكبر اشتهاردى و ميرزا ابراهيم قمى و شيخ رضاى ملكى بودند . ما در نمايشات شركت فرهنگ ، از اين آقاى ملكى براى بازى كردن نقش وكالت استفاده ميكرديم . الحق اين آقا و برادرش ميرزا محمد على خان ملكى و ميرزا محمود خان منشىباشى ( آقاى محمود بهرامى ) نقشهاى خود را خيلى خوب بازى ميكردند . اول دفعهايكه جناب آقاى سيد على خان نصر براى بازى وارد صحنه نمايش شد ، در نمايشنامهاى بود كه من ترتيب دادم و در تالار بزرگ مسعوديه بمعرض نمايش گذاشته شد . موضوع اين نمايش ، اوضاع نظام قديم و طرزيكه بايد در نظام جديد اتخاذ شود بود . من در اين نمايش ، بعد از آنكه قباحتهاى نظام قديم را نموده بودم ، شروع كار نظام جديد را از افتتاح مدرسهء نظام دانسته بودم و در پردهء آخر ، بعنوان پس از ده سال ، اوضاع جديد نظام را ظاهر ميكردم . اين نمايش خيلى طرف توجه شد ، حتى بعد از دفعهء اول ، بتقاضاى وزارت جنگ و صاحبمنصبان ارشد قشونى ، در دفعهء دوم براى آنها بنمايش گذاشته شد . ميرزا محمد على خان ملكى در اين نمايش نقش رئيس قشون قديمى ايالتى و آقاى محمود بهرامى نقش لشكرنويس آشتيانى و محمود فولادى نقش معاون جوان و متجدد رئيس قشون را بازى ميكردند . بقدرى نقش خود را خوب ايفا كردند كه خودم كه شغل سوفلر را به عهده گرفته بودم ، از محل خود كرارا براى آنها دست بىصدا زدم . اين نمايشنامه را براى شركت فرهنگ نوشته بودم ، بعد از رفع حاجت بدفتر شركت دادم ، بعدها در دورهء پهلوى كه آقاى نصر ميخواست عين آن را نمايش بگذارد ، آنچه تفحص كرديم بدست نيامد . آقاى ميرزا على اكبر خان مدعى العموم و داور آينده هم ، در نمايشات عدليهاى ما شركت ميكرد . يك مرتبه در نمايشى كه براى تشريح اوضاع عدليه حاضر ميداديم ، حاجت بمدعى العموم داشتيم ، ايشان بدون هيچ تغيير لباس و صورتسازى رل خود را انجام دادند خلاصه اينكه هركس قريحهاى داشت بيريا هنر خود را مينمود . فروغى هم چندين نمايشنامه ترجمه كرده بود . جناب آقاى فهيمى هم در ترجمهء نمايش كمك ميكردند .