عبدالله مستوفى

287

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ولى وزيرمختار ، از اينكه هيچگونه خبر رسمى از تهران بما نميرسد ، حقا شكوه داشت . من بايشان گفتم وزير خارجه بايد اين اخبار را بدهد . ميدانيد كه طبعا آقاى سعد الدوله در هيئت وزرائى كه بعد از اين سركار خواهد آمد ، نخواهد بود و وزير جديد هم هنوز معين نشده است و تصور ميكنم اين بيخبرى تا يكى دو روز ديگر دوام داشته باشد . عصر فردا در روزنامه‌ها خوانديم مجلسى مركب از رؤساى قشون آزاديخواهان و وجوه رجال مملكت تشكيل شده است و در نتيجه بخلع محمد عليشاه از سلطنت و نصب اعليحضرت سلطان احمد شاه و تعيين عضد الملك بنيابت سلطنت رأى داده‌اند . عصر روز غرهء رجب ، باز در روزنامه خوانديم كه امروز آزاديخواهان شاه كوچك را از نزد پدرش با تمام لوازم و اثاثيهء قدرت به شهر آورده و تاجگذارى كرده‌اند . فرداى آن روز تلگرافى از وزارت خارجه بامضاى علاء السلطنه داشتيم كه تمام وقايع را نوشته و دستور داده بودند كه اقدامات رسمى در هر مورد به عمل آيد . ما هم بيرق سفارت را براى پادشاه جديد برپا و آنچه لازم بود بوزارت خارجه اعلام كرديم . سجع مهر محمد عليشاه شعر ذيل بود : بتوقيع برزد بعون الهى * محمد على خاتم پادشاهى « 1 »

--> ( 1 ) - اين شعر اثر طبع ميرزا تقى خان مجد الملك برادر ميرزا عليخان امين الدوله پدر مرحوم جواد سينكى است .