عبدالله مستوفى
17
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
رضا خان را احضار كرده گفت : « خلعتى به آشپز شعبان خان ( مقصود ناظر آشپزخانه است ) بدهيد كباب امروزش خيلى خوب است ، ساك ديشبش هم در نظاميه خوب بود » . بعد از وزارت ماليه و يكى دو سال خانهنشينى والى فارس شد ، بعد از ورود به شيراز روزى را براى شرفيابى اعيان شهر معين كرد ، در تالار بزرگ ايالتى و صدر مجلس جلوس نمود ، وقتى مجلس غاص باهلش شد ، محمد رضا خان با مسند مخمل مشكى مرواريد دوز كه تا كرده و به روى دست انداخته بود وارد شد ، تعظيم سجود مانندى كرد ، حضرت اشرف پرسيد : « هان ؟ محمد رضا خان ! چيست ؟ جواب گفت قربان « مسند جدت را آوردهام » . نظام الملك گفت « اين تشريفات چه لازم است ؟ » محمد رضا خان جواب گفت « استدعا دارم ، افتخار پهن كردن اين مسند را از خانهزاد دريغ نفرمائيد » ، نظام الملك گفت « براى خاطر تو اين زحمت را قبول ميكنيم » از جا برخاست ، همه برخاستند ، پيشكار متملق مسند را پهن كرد ، حضرت اشرف بر آن قرار گرفت و سايرين حيرتزده سر جاى خود نشستند . البته امين الدوله نميتوانست منويات مالى خود را بتوسط كسى كه داراى اين قبيل افكار است اجرا كند . ابو القاسم خان نوهء محمود خان ناصر الملك را كه بعد از جدش بلقب او ملقب شده بود ، براى اصلاح ماليه بكمك خود طلبيد . ناصر الملك شعبهء حقوق دانشگاه اكسفرد را تمام كرده و مردى دانشمند بود و از هر حيث براى وزارت ماليه برازندگى داشت . امين الدوله در پارهاى وزارتخانههاى ديگر هم اگرچه اهميتى نداشتند تغييراتى داد و مشغول اجراى نقشههاى اصلاحى خود گرديد . تركها هم چون ديگر چيزى براى يغما و چپو باقى نگذاشته بودند ، به همان دخلهاى عادى از كارهائى كه دستوپا كرده بودند قانع و منتظر شدند كه صدراعظم راههاى تازهاى براى دخلهاى كلى آنها باز كند . اقدامات فرهنگى امين الدوله يكى از منويات امين الدوله كه باجراى آن هم موفق شد ، تأسيس مدارس جديد و اول قدمى كه در اين راه برداشت ، دائر كردن مدرسهاى در جنب پارك خود باسم رشديه بمديريت ميرزا حسن كه بواسطهء همين شغل معروف به رشديه گشت بود . در سردر اين مدرسه حديث شريف نبوى « انا مدينة العلم و على بابها » را بمناسبت اسم صدراعظم نوشتند ، واقعا هم بعد از امير نظام على امين الدوله را بايد باب معلومات جديده در ايران دانست ، زيرا گشايش همين يك مدرسه و تشويقى كه صدراعظم از اين عمل كرد ، مردمان دانش دوست و دار الفنون ديدهها را بر آن داشت كه در اين مشروع از صدراعظم تقليد كنند و مدارس ملى دائر نمايند . البته اين مدارس نقص زياد داشت زيرا محل آن جز خانههاى اجارهاى كه براى اين كار ساخته نشده بود ، نبود و معلمين آن غير از آخوندهاى مكتبدار و خانههاى اعيان و پارهاى از شاگردان دار الفنون كه در اين اواخر سطح دانش آنها انحطاط زيادى پيدا كرده بود ، نبودند . چنان كه تعليم هجاى الفبا در اين مدارس يكجور نبود و هريك طرز خاصى داشتند و رويهء متحد الشكلى در بين نبود . مدرسهدارها بمناسبت داوطلبانى كه پيدا ميكردند ، كلاس يك و دو و سه و بالاتر براى مدرسهء خود دائر مينمودند