عبدالله مستوفى
264
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بودند ، از تاريكى شب در كوچهها استفاده كرده ، از برداشتن عبا و كندن پالتو از دوش و بر عابرين كوتاهى نميكردند و اگر طرف شكايتى ميكرد ، آنها را بمشروطهخواهى متهم و تهديد مينمودند . چنان كه مثل « عبايش مشروطه شده » به همين موضوع اشاره دارد . پيشرفت مقاومت تبريز در تبريز ، مقاومت مليون در تحت رياست ستار خان سردار ملى همچنان مداومت دارد . نه نفوذ و سر و سنباط و سبيلهاى عين الدوله و نه فعاليت ديوانهوار محمد وليخان خلعت برى كه زود تحريك ميشد و زود هم خاموش ميگشت ، هيچيك نتوانسته است شهر را تسخير و مليون را سرجاى خود بنشاند . اردوى شاه در باسمنج رحل اقامت افكنده ، هرچندى يك بار كه بعزم تسخير شهر نزديك مىشود ، با دادن تلفات زياد مجبور بعقبنشينى ميگردد . اهالى صرفهجوى تبريز ، حتى توپهاى افطار و سحر ماه رمضان خود را پر از ساچمه ميكنند و به سمت حملهكنندگان رها مينمايند و روزبروز برعدهوعدهء خويش ميافزايند . باقر خان هم كه اصلا بنا بوده است ، باسم سالار ملى ، با ستار خان همدست و جدا مقاومت ميكنند . وزير جنك عبث برؤساى عشاير و ايلات و منتفذين ولايات جزء آذربايجان ، با كاغذهاى پر از وعده و نويد خود دلگرمى ميدهد و آنها را به خدمت ميخواند . كسى از جاى خود حركت نكرده و اگر هم كمكى باردوى شاه برسانند ، جز سياهىلشكر چيزى نيست . بخصوص كه در اين ميانه ، كارىترين آنها ، شجاع نظام مرندى كه خيلى سربسر اهل تبريز ميگذاشت ، بحيلهء يكى از انقلابطلبها از بين رفت . مؤمنى بستهء بمبى بعنوان امانت براى شجاع نظام فرستاد كه هنگام بازكردن سر آن كار او و چند تن از نزديكانش را ساخت و عين الدوله را از جدىترين كمككاران خود محروم كرد . نشريات آزاديخواهان در شهرهاى خارج ايران ، هرجا چاپخانهء حروف عربى پيدا ميشد ، عدهاى آزاديخواه در آنجا جمع شده اخبار تبريز و ساير جاهاى ايران را كه هريك در نوبت و بطريقهء خود مقاومتهائى ميكردند و همچنين احكام علماى عتبات را در اوراقى روزنامه مانند چاپ كرده بهر وسيله بود از سرحد ميگذراندند و يقين داشتند كه در تمام ايران دستبدست خواهد گشت . در بعضى از اين روزنامهها اشعار فكاهى بر ضد محمد عليشاه و درباريان و بخصوص وزير جنگش منتشر ميشد كه خالى از ظرافت نبود . معروفتر از همه كه كمتر كسى بود آن را نخوانده باشد ، اشعارى بود در وصف حال امير بهادر جنگ كه بطور ترجيعبند ساخته و برگردان آن اين شعر بود : چاى روسى بير بيوك فنجان گتر * آى ممد جعفر ! تزول قليان گتر البته خوانندهء عزيز آشناى قديمى ما ، محمد جعفر خان مير پنج ، قلياندار وزير دربار را كه در پطرزبورغ تختهء پاك طاهر براى زير قليان حضرت امير ميخواست ، شناختند . اين