عبدالله مستوفى
260
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
افسران اين هنگ شكر پنير داخل مويز كرده ، خود را آزاديخواه وانمود ميكردند . ولى چون مردم از آنها ظنين بوده آنها را جاسوس خارجى ميدانستند ، هرقدر فرياد واملتاه ميكشيدند ، كسى به آنها اعتنائى نميكرد . زيرا حقا فكر ميكردند كه اينها تحت تعليمات افسران روس بوده و هيچوقت آزاديخواه نخواهند شد . گذشته از اين ، در نظر جامعه هم افسرى قزاق شغل پسنديده و آبرومندى نبوده ، اشخاص پدر و مادردار داخلى دنبال اين شغل نرفته و مشغولين به اين شغل در جامعه آبرومندى زيادى هم نداشتند كه اهل حل و عقدى باشند . توطئهء محمد عليشاه برضد ملت بنابراين ، اگر محمد عليشاه ميتوانست امر خود را بكلنل قزاق بقبولاند ، ممكن بود با اين فوج قزاق اقدامات مؤثرى برضد آزادى بكند . شاپشال كه از يهوديهاى تعميديافتهء جنوب روسيه و از زمان وليعهدى به سمت معلم روسى در خدمت شاه بود ، در اين يكى دو سال آزادى ايران ، واقعا معلم محمد عليشاه و اكثر اقدامات درجه دوم و سوم ضد آزادى شاه بتعليمات و اقدامات او بود . در روزنامهها هم خيلى او را تعقيب كرده و حتى در اين اواخر آزاديخواهان خروج او را هم از دربار تقاضا كرده ، اين موضوع يكى از مواد شرايط صلح بين طرفين نيز قرار داده شده بود . ولى شاپشال خان ، باوجود طرد و تبعيد از دربار ، بوسيلهء پارهاى از محارم شاه بين سفارت و كلنل لياخوف ، رئيس قزاقخانه ، رابط و قولوقرارهائى بين طرفين گذاشته شد . ولى تنها با قزاق نميشد اين كار را صورت داد ، زيرا از يكطرف روسها هرچند از اقدامات ضد آزادى بدشان نميآمد ، ولى خيلى هم ميل نداشتند خود را يكهتاز اين ميدان جلوه دهند . از طرف ديگر ، شايد عدهاى از افراد قزاق مثل ساير هموطنان خود واقعا آزاديخواه بوده ، از حملهء جدى بمشروطهطلبان خوددارى كنند . گذشته از همهء اينها ، ميان مستبدين هم كه طبعا كهنهپرستند ، پارهاى اشخاص هستند كه از قزاق بيشتر از مشروطه بدشان ميآيد و براى رضايت خاطر آنها هم بايد فكرى كرد . بنابراين ، شاه بايد يك فوج سرباز هم بعنوان گارد مخصوص در دسترس خود داشته باشد . اين فوج را از كجا بايد انتخاب كرد ؟ از آذربايجان ؟ هرگز ! ! آن روزها كه اهالى اين خطه شاهپرست بودند گذشت ، به آنها ديگر اعتمادى نيست . فوجى لازم داريم كه اسمى از مشروطه نشنيده ، افسران آن از انجمنبازى بى خبر باشند . در اين صورت از سيلاخوريها بهتر نداريم ، به همين جهت اين فوج احضار شد . اين ترتيبات مقدماتى همان اوقاتى به عمل ميآمد كه شاه خود را مظلوم جلوه داده و صورت حقبجانب به خود گرفته بود و هرقدر پارهاى انجمنها و روزنامهها كه شايد بوئى هم از اين قضايا و تداركات برده بودند ، هتاكى و به او حمله ميكردند ، با مظلوميت از خود دفاع نموده ، مردمان خالى الذهن را طرفدار خود ميكرد . آيا انگليسها هم از اين مقدمات باخبر بودند ؟ البته ! ولى آنها را چه واداشته بود كه به همپيمانهاى تازهء خود كه