عبدالله مستوفى

229

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

زيرا هم تفريحش زيادتر و هم غذايش بهتر است . آقاى مصطفى خان برادر اتابك اعظم امين - السلطان هم در اين هتل منزل دارد ، من و ايشان و ميرزا على اكبر خان باهم هستيم ، محمود خان برادر كوچكتر ايشان هم در پاريس هستند ولى نه در اين هتل . باوجود اين ، اكثر ايشان هم براى ديدار ما ميايند . نهار و شام را در يكى از رستورانهاى بولان يا دوال و ندرتا شارتيه كه در تمام محلات شهر شعبه دارند و بالاختصاص بولان روبروى كافهء دولاپه ميخورديم . بعد از شام بفولى مارينيى « 1 » يا فولى برژر يا ژاردن دوپارى و براى تماشاى تفريح‌گاه‌هاى عمومى به فت‌دونوئى و بال تا بارن و كافهء بهشت و كافهء جهنم و كافهء مرگ رمولن روژ و از اين قبيل تفريح‌گاهها ميرويم . چهاردهم ژوئيه چهاردهم ژوئيه رسيد ؛ اين روز ، عيد ملى و عيد آزادى فرانسه است . اينقدر در اين يكى دو شبه هياهو و سروصدا و خوش‌مزگى در شهر پاريس زياد بود كه به حساب درنميآمد . در اين يكى دو روزه ، تقريبا نظامات مستحبى پليسى در شهر از كار باز ميماند ، مردم آزادتر از اوقات عادى هستند ، دسته‌ها راه مياندازند و در خيابانها گردش كرده همصدا تصنيف ميخوانند ، در گوشهء خيابانها و ميدانها اجتماع و بعضىها نطقهاى بامزه ميكنند و مردم را ميخندانند و با كنايات بامزه بعضى عادات و اطوار را مسخره مينمايند ، ولى هيچ تصادف سوء و حتى جزئى دعوا و پرخاشى هم در كار نيست ، همگى با كمال مهربانى بتفريح مشغولند . از تماشاى ديريژابل خيلى خوشوقتند در اين روز ، قشون حاضر پاريس ، در حدود سى هزار نفر ، در لنگ‌شان ، جلو رئيس جمهورى فرانسه رژه رفتند . منهم به وسيلهء سفارت خودمان يك بليط در لژ رئيس‌جمهورى تحصيل كرده براى تماشا به اين رژه رفتم . ولى در لژ اينقدر جمعيت و شلوغ بود كه بهر دربان و مستخدمى بليط را نشان دادم كه جاى مرا معين كند ، شانه‌اى بالا انداخته گفت : « مع الاسف جا نيست . » منهم گوشه‌اى پيدا كرده ايستادم ، بعضى از خانمها كه كلاههاى عظيم بر سر گذاشته بودند ، باعث شكايت اشخاصى كه پشت سر آنها نشسته و عظمت كلاه خانمها مانع تماشاى آنها بود ميشدند و اگر پاره‌اى از خانمها زير آفتاب چتر سايبان بر سر ميگرفتند ، شكايت تماشاچيان صف عقب را به اعلى درجه رسانده ، فرياد « چتر چتر » از آنها بلند ميشد . چيزى كه در اينروز خيلى مايهء خرسندى عمومى گشت ، بالن ديريژابلى بود كه از محل اجتماع امروزى عدهء پادكان كه بايد رژه برود ، برخاسته از همان خطى كه ساير قسمتها از آن حركت مىكردند ، مستقيما به طرف لژ رئيس‌جمهورى آمد و در مقابل جايگاه قدرى توقف كرد و با بيرق خود برئيس دولت سلام داد . مردم در دست زدن و فرياد تحسين از حال طبيعى خارج بودند . اين ديريژابل دو قسمت داشت يكى قسمت محرك آن‌كه به شكل ماهى از كائوچوى نازكى برنگ قهوه‌اى ساخته شده و از گاز پر بود و قسمت دوم زورقى بود

--> ( 1 ) - Fone Marigny