عبدالله مستوفى
220
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
ملت فرانسه در ولايات است نه پاريس شهر كاله سى هزار نفر جمعيت دارد ، خيابان عمدهء شهر محاذىگار ساحلى و پيادهشو كشتى است . در اين خيابان ترامواى اسبى هم هست كه از پائين شهر مردم را بساحل دريا مىآورد . شهر چراغ الكتريك نداشت ، در اين شهر يكنفر گدا نديدم ، همه كاسب و زارع و حمال و مزدور بودند . از ساعت ده شب همه خوابند و صبح در ساعت هشت همگى سركار ميروند . كوچهها همه سنگفرش است ، يكى دو سه مغازه كه بتقليد پاريس لافايت و پرنتانيه اسم گذاشتهاند دارد كه نسبة همه چيز در آنها يافت مىشود . خانههاى سمت كوچه و خيابانهاى معتبر ، در طبقهء اول دكانهاى رفع حاجت از قبيل سلمانى و بقالى و ميوه - فروشى و قصابى و نانوائى و خياطى و اطوكشى و قهوهخانه و نظاير آن دارد و همهجور چيز در آنها فراوان است . مردم حتى زارع و حمال آنها ، خوشلباس هستند و عصرها كه بعد از فراغت از كار در قهوهخانهها جمع ميشوند ، منظرهء عمومى آنها زننده و بد نيست . باغ بلديهاى دارد كه عصرها محل گردشگاه عمومى است . زنهاى جوان كه ظاهرا بيست سال بيشتر نبايد داشته باشند ، با يك كالسكهء كوچك و بچهء شيرخوار و يكى دو بچه در اطراف آن ، در كوچه و خيابان زياد ديده ميشوند . معلوم است كه اين خانمها در سن شانزده سالگى شوهر كرده و بداشتن سه اولاد در بيست سالگى مباهات دارند و الا مثل مردم پايتختهاى اروپا اصلا بچه داشتن خود را از نظر عموم پنهان ميكردند . عبث نيست كه ميگويند : « ملت فرانسه در ولايات و بخصوص در شهرهاى كوچك است . » من ، غير از كاله و پاريس ، ساير شهرهاى فرانسه را هيچ نديدهام . اگر همه مثل مردم كاله باشند ، اين گفته در كمال صحت است . تمام مردم از زن و مرد هريك كارى دارند و به كار خود مشغولند . همه ولود ، همه كارى ، همه نجيب ، همه صرفهجو هستند . مرد خودش زارع است ، زنش قهوهخانه يا دكان سبزى و ميوهفروشى را كه از خانهء خود به سمت معبر باز كرده است ، اداره مىكند . دخترها زود شوهر ميكنند ، پسرها زود زن ميگيرند . فحشاء كم است و زندگى عاقلانه در آن رواج دارد . جشن ورزشى در كاله فرداى روز ورود ما ، رفتوآمد و اجتماع در قهوهخانهها و رستورانها زياد و پس از تحقيق معلوم شد انجمن ورزشى سرحد - نشينان هلند و بلژيك و ولايت پادو كالهء فرانسه ، بطور متناوب ، در شهرهاى سرحدى سه كشور ، هر سال جشنهائى دارند . در اين بهار نوبت شهر كاله است كه از شهرهاى سرحدى دو كشور ديگر نمايندههائى به اين شهر آمدهاند و اهالى شهر بپذيرائى واردين مشغول گشتهاند . كافهها نسبة تا ساعت ديرترى باز و جمعيت زياد است . يك شب هم در باغ بلديه چراغانى و آتشبازى و مجلس رقص در زير طاق آسمان برقرار بود . در اين شب خيلى از دخترها بودند كه بدون هيچ پيرايه ، بىريا باهم ميرقصيدند