عبدالله مستوفى

216

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مجلس ملى انگلستان يكروز هم بمجلس ملى رفتيم ، تالار مجلس وكلاى انگلستان در سادگى و ابهت و عملى بودن ، تيپ كارهاى عمومى اين كشور را نشان ميدهد . تالار مستطيلى را تصور كنيد كه بالاى آن جايگاه رئيس و منشىها و تندنويسانست ، چپ و راست و روبروى جايگاه رئيس ، سه چهار رشته جايگاههاى متصل بهم ، رشتهء اولى وصل به ديوار و بلندتر از همه و دومى با فاصلهء يك آدم رو و قدرى پست‌تر از اولى و همچنين سومى و چهارمى سه ضلع ديگر تالار را پركرده است . اين نشستنگاههاى متصل بهم ، هيچ دست‌انداز و فاصله‌اى ندارد ؛ فقط روى پيشانى پشتى آنها شماره‌هائى گذاشته شده است كه اگر وكلاء رعايت كنند و آنها را با پشت جمجمه خود محاذى قرار دهند ، جاى نشستن همهء آنها در كمال راحتى خواهد بود . بالاى ضلع روبروى جايگاه رئيس ، بالكنى ايوان مانند است كه سرتاسر اين ضلع را گرفته و جايگاه مردان تماشاچى است . زنها در پشت اين ايوان و در توى اطاقى كه كف آن بلندتر از ايوان و جلو آن مثل پردهء زنبورى از برنج ساخته شده ، ميباشند كه نه تماشاچيها و نه وكلاء هيچيك آنها را نميبينند و آنها از پشت اين ديوار فلزى سوراخ سوراخ ، مجلس را مىتوانند تماشا كنند . من از مسيو پاركر پرسيدم : « اين خانمها را چرا اينجا حبس كرده‌ايد ؟ » با تبسم گفت : « براى اين است كه بوكلاء چشمك نزنند و حواس آن‌ها را پرت نكنند « 1 » . » بارى ششصد نفر وكلاى ملت با اين سادگى و متانت دور هم جمع ميشوند و مشورت ميكنند و تماشاچىها هم از هر صنف و دسته‌اى باشند ، بدون هيچ تفاوت در يك جايگاه هرجا بشود مىنشينند . چنان كه براى ما هم تعينى قائل نشده بودند و ما هم با ساير تماشاچيها در همان جايگاه عمومى بوديم . مشق و سان يكروز هم ما را بسان دعوت كردند ، در ميدانى كه گويا نزديك هايد پارك و شايد در خود پارك بود ، شش هزار نفر پياده و سواره حاضر بودند كه هنگام ورود پادشاه همه بيك فرمان سلام دادند . بعد از آن مشق‌هاى مختلف پياده كه دو دسته به شكل دو مربع از دو جهت مختلف با نواى موزيك از هم ميگذشتند و مشق‌هاى ورزشى نظامى شروع شد ، مخصوصا گذشتن مربعها از همديگر خيلى با نظم و قشنگ بود .

--> ( 1 ) - در اين وقت زنهاى حقوق‌طلب در انگلستان خيلى بر عدهء خود افزوده بودند كه اكثر در محافل و مجالس عمومى حاضر شده و با پرتاب كردن تخم‌مرغ و گوجه‌فرنگى گنديده بر سر ناطقين ، مجلس را برهم ميزدند و اكثر كار بمداخلهء پليس ميكشيد و مجبور ميشدند با پاشيدن آب بر سر خانمها جمعيت آنها را متفرق نمايند . در تالار جلسهء مجلس وكلاى ملت ، البته نميشد پيچ لولهء آب را بسر خانمها باز كرد . براى احتراز از هر پيش‌آمدى ، جايگاه خانمها را پشت قفس برنجى قرار داده بودند . الحق خانمهاى حقوق‌طلب انگلستان دادمردى دادند و آنقدر مقاومت كردند تا بالاخره حق وكيل كردن و وكيل شدن را گرفتند و اين موضوع از انگلستان بساير كشورها هم سرايت كرد و امروز زنها در اكثر كشورهاى دنيا حق راى دادن و وزير شدن را احراز كرده‌اند .