عبدالله مستوفى

196

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

مهمان‌نوازى پادشاه انگلستان روز موعود رسيد ، لباس رسمى پوشيده با كالسكه‌هاى دربارى بقصر بوكينگهام رفتيم و در همان اطاق بزرگ سابق الذكر ايستاده با ژنرال اسليد و مسيو پاركر مشغول صحبت هستيم ، ولى اشخاص ديگرى را نمىبينم در اين دعوت حاضر باشند . در اين ضمن اعليحضرت پادشاه ، بدون هيچ تشريفات ، از سمت اطاقهاى مخصوص خود با نشان اقدس و حمايل آبى ايران وارد شده ، نزديك ما كه رسيدند با مشير الملك دست داده و با ما هم با سر اظهار تفقد نموده گفت « آقاى سفير كبير بفرمائيد » و خودش جلو افتاده و ما از دنبال بسفره‌خانه رفتيم . ميز بيست و چهار نفرى گسترده شده و باقى مدعوين هم همه نزديك جاهاى خود ايستاده‌اند . نقشهء ميز را قبلا پاركر بما داده بود ، من يكسر سر جاى خود رفتم . اعليحضرت وسط و روبروى ايشان سالار دربار پادشاهى و از طرفين اين دو مركز جاى اشخاص معين شده بود . سمت راست شاه ، مشير الملك و سمت چپش سر ادواردگرى وزير امور خارجه نشستند . جاى من سمت رديف روبروى پادشاه ، از سمت راست مركز ، صندلى چهارم ، بين وزير مختار انگليس در درسد « 1 » پايتخت ساكس و كلنل نيپر وابستهء نظامى سابق دولت انگليس در پطرزبورغ كه هر دو وقتى در ايران بوده‌اند ، واقع شده بود . ساير مدعوين كه كارمندان سفارت ايران و ژنرال اسليد و مسيو پاركر هم جزو آن‌ها بودند ، همه از اشخاصى بودند كه وقتى در ايران مأموريتى داشته‌اند . از جمله سفير كبير انگليس در واشنگتن بالادست وزير مختار درسد نشسته بود . اركستر در پشت چپقى كه در پائين تالار جلو درى زده شده است ، مشغول نواختن شد و در جلو حضار هريك ، گذشته از منوى غذا ، برنامهء موزيك هم گذاشته بودند . نهار مفصل بود ، در موقع صرف شيرينى اعليحضرت پادشاه همانطور نشسته نطق بسيار شيك خوش‌مضمونى راجع بروابط بين ايران و انگليس كرده و اشاره‌اى هم برژيم جديد ايران و تمناى سعادت براى ملت ايران در سلطنت اعليحضرت محمد على شاه و اظهار خوشوقتى از مأموريت آقاى سفير كبير نموده جام خود را بسلامتى اعليحضرت شاه ايران نوشيدند . مشير الملك هم از اعليحضرت اجازه نطق خواسته و همانطور نشسته جواب خيلى مناسبى بهريك از قسمتهاى نطق شاه داده و در آخر جام خود را بسلامتى اعليحضرت پادشاه بلند كردند . اركستر كه در موقع نطقها ساكت شده بود ، مجددا شروع كرده و تاختم نهار مشغول نواختن نغمه‌ها و تمام كردن برنامهء خود گرديد . وزير مختار فعلى انگليس در درسد و كارمند سابق انگليس در طهران كه پهلوى من نشسته است ، در موقعى كه ايران بوده قسمتى از شاهنامه را بنثر به انگليسى ترجمه كرده است . در سر سفره ، با من از كتاب خود صحبت داشت و وعده داد بعد از نهار نسخهء آن را به من بدهد و بوعدهء خود هم وفا كرد كتاب خويش را مصور هم كرده بود ، ولى چون من انگليسى نميدانستم نظرم نيست كه هديهء اين مرد عزيز را كه يادگار يكى دو ساعت رفاقت و هم‌سفرگى ما بود ، چكارش

--> ( 1 ) - Dresde