عبدالله مستوفى

169

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

تكميل قانون اساسى و فوت مظفر الدينشاه حال شاه خيلى بد است ، مشروطه‌خواهان هم با عجله مواد متمم قانون اساسى را نوشته از مجلس گذراندند و بوسيلهء مشير الدوله براى امضاء نزد شاه فرستادند . شاه هم بعد از ترديد زياد بالاخره با رضايت وليعهد چند روزى قبل از مرگش آن را امضاء كرد . باستدعاى مشير الدوله ، با ضعف مزاج ، روزى بكالسكه نشسته در يكى دو خيابان گردش رفت . مردم نسبت به او اظهار قدردانى و خلوص زيادى نمودند ، شاه را با فريادهاى شعف و زنده و پاينده‌باد پذيرائى كردند . ولى اين آخر نمايش زندگانى او بود و چند روز بعد در 25 ذيقعدهء 1324 دار فانى را بدرود گفت . سجع مهر اين شاه شعر ذيل بود : دميد كوكب فتح و ظفر بعون اللّه * گرفت خاتم شاهى مظفر الدين شاه

--> بود در تهران ديده نميشد ، در اين وقت اوراقى كه به خط بسيار بدى نوشته شده بود ، در هندوستان چاپ ميكرد و بايران و سفارتخانه‌هاى خارجه ميفرستاد كه واقعا افكار ديوانه‌ها به از آن بود . در هرحال گويا در همين روزها زحمت را كم كرد و رهسپار سفر آخرت شد زيرا بعد از دورهء استبداد صغير ، اسمى در هيچ‌جا از او نشنيده‌ام .