عبدالله مستوفى

142

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

رفتم و در جاى خود قرار گرفتم . شام خيلى مفصل بود و بعد از شام همگى بتالار كنسرت رفتيم . خواننده و نوازندهء كنسرت شصت هفتاد نفر بودند كه صندلى آنها يكربع عرض و طول تالار را گرفته بود . شاه و امپراطور و امپراطريس و شاهزاده‌هاى ايرانى و روسى در صف اول و باقى هريك باندازهء مقام خود در صفوف بعد جاى گرفتند . رجال دربارى روس و خانم‌هاى آنها هم بودند . مجلس بسيار مجلل و باشكوه و چهلچراغهاى صد شاخهء برنزى كه با شمع گچى ميسوخت ، تالار را مثل روز روشن كرده بود . خوشبختى من و رفقاى سفارتيم در اين بود كه در رديف‌هاى مواجه جائى براى ما باقى نمانده و محل نشستن ما را در صندلىهائيكه تكيه به ديوار تالار داشت معين كرده بودند و طورى اتفاق افتاده بود كه من محاذى صف شاه و امپراطور و امپراطريس و شاهزاده‌هاى ايرانى و روسى بوده همه را به خوبى ميديدم . كنسرت شروع شد . برنامهء كنسرت ( سماع ) هم با نقش و نگار خيلى زيبا چاپ شده و هريك يك نسخه از آن در دست دارند ، در اواسط كنسرت ، اعليحضرت مظفر الدين شاه چرت مختصرى زدند و افتادن كارت از دستشان ايشان را به هوش آورد . امپراطور خم شده ، كارت را برداشت و با كمال ادب تقديم مهمان تاجدار خود نمود . كنسرت تمام شد . بتالار ديگرى كه نزديك تالار سماع و به همان بزرگى و تزيينات آن بمنتهاى شكوه و زيبائى بود رفتيم ، سينىهاى بستنى و شيرينى و چاى و مشروبات الكلى و غير الكلى بدور افتاده ، تاجدارها در يكى از گوشه‌هاى تالار روى نيمكتها و صندلى - هاى فاخر كه از بهترين اسلوبها بود نشستند و باقى مشغول گردش مؤدبانه كه در خور چنين مجلسى است شدند . تودل‌روى شاهزاده كوچك‌هاى ايرانى شاهزاده كوچولوهاى ايرانى و ادب و صحبت آنها خيلى جالب بود . حشمت الدوله پسر شعاع السلطنه ، نوادهء اعليحضرت شاه ، در نزديكى دورهء تاجداران ايستاده بود . گراندوك ميشل برادر امپراطور ، وليعهد سابق ، با قد بلندى كه داشت ، براى اينكه با شاهزاده صحبت كند ، سرش را خم كرده و مدتى با هم صحبت مىداشتند و شاهزادهء روسى با اينكه بواسطهء خم نگاهداشتن كمر خود در زحمت بود ، دل نميكند صحبت با اين شاهزادهء ايرانى را ترك كند . فقط گاهيكه از شيرين زبانى شاهزاده كيف ميكرد ، سرش را بلند كرده و ميخنديد . ساير شاهزاده‌هاى ايرانى هم هريك در نوبت و بفراخور سن خود ، يكى را كه نزديكشان اتفاق افتاده بود ، در همين حدود مشغول مىداشتند . اينها همه از اثر زحماتى است كه ميرزا على اكبر خان نقاشباشى مزين الدوله در تربيت اين شاهزاده‌ها كشيده و آنها را طورى حاضر كرده است كه به زبان فرانسه از عهدهء ورگذار كردن يك همچو مجلس باعظمتى به اين خوبى برميآيند ؛ تا بزرگ شوند ببينيم چه از آب بيرون ميآيند .