عبدالله مستوفى

138

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

بىبهره و از نجابت بدور باشد ، تقرب مقام شاه او را از جا دركرده نسبت بخلق خدا بىانصاف و نسبت بهمقطاران خود بىاعتنا مىشود . حتى احترام اين گونه مجالس را هم بواسطهء غرور تقرب نگاه نميدارد . هرقدر دربار بىانظباطتر باشد ، اثرات اين بىاعتنائى بيشتر ظاهر خواهد شد . اين جوانك يكى از فضولهاى دربار شاه و بعقيدهء خود وزيرتراش بود . با اينكه اسم او جزو ملتزمين بود و همه‌گونه احترامات براى او قائل شده بودند ، نميدانم در آن روز بموجب چه فكر شايد به خيال اينكه با اين لباس زيباتر و دل مردم را بيشتر خواهد برد ، لباس رسمى نپوشيده حتى ردنكت كه در آن اوقات در اروپا مثل ژاكت امروزى لباس عادى ملاقات بود ، در بر نكرده و با سردارى يخه عربى عصا بدست بيك همچو مجلسى وارد شده بود . يقينا غير از عين الدوله كه رئيس پارتى دربارى تركها و صدراعظم شده بود ، هركس صدراعظم بود ، نمىتوانست اين آقا را از مجلس خارج كند . دستبوسى حجة الاسلامى در اين ضمن در باز شد ، امپراطريس و شاه و مشير الملك وزير - مختار خودمان كه سمت مترجمى بين سرهاى تاجدار داشت و چند نفر از رجال دربار روسيه وارد شدند و حضار همگى سر فرود آوردند . اول عين الدوله را شاه به امپراطريس معرفى كرد ، عين الدوله با اينكه سفر اولش بفرنگ بود و شايد اين اول دفعه‌اى بود كه با دستبوسى يكنفر امپراطريس مواجه ميشد « 1 » ، مثل يكنفر باادبترين مردان در مقابل زن ، همين كه امپراطريس بعد از معرفى شاه دست خود را كمى بالا آورد ، خم شده دست را گرفت و بلب خود اندك تماسى داده با ملايمت دست را پائين آورد . من از اين ادب‌دانى شاهزاده خيلى خوشوقت شدم و پيش خود فكر كردم كه باقى هم همين رويه را سرمشق ميكنند و مجلس به خوبى تمام مىشود . ولى بعد از عين الدوله امير بهادر ، وزير دربار ، بود كه بتوسط شاه بامپراطريس معرفى شد . اين مرد ترك يك ماچ گندهء چهاروادارى به پشت دست امپراطريس چسباند . بعد همانطور كه در جوانى دست حاجى ميرزا جواد آقاى مجتهد را ماچ كرده بود ، پيشانى خود را به پشت دست امپراطريس ماليد . من سرم بتاب افتاد . باقى هم بجاى اينكه بصدراعظم تأسى كنند ، به اين آقاى سابقه‌دار كه دو مرتبهء ديگر هم بفرنگ آمده و بسرهاى تاجور معرفى شده بود ، تأسى كردند . دست‌بوسى آخوندى رواج گرفت ، تا نوبت بناصر - الملك رسيد . دست‌بوسى اين مرد محترم هم ، مثل عين الدوله ، به تمام معنى مطابق قواعد تشريفاتى انجام يافت . ولى باقيماندهء ملتزمين تأسى بوزير دربار را لازم‌تر از پيروى اين مرد دانشمند مطلع بآداب اروپائى دانسته و متوجه نشدند كه تغيير اسلوب دهند تا نوبت به ارفع الدوله رسيد . دست‌بوسى او هم مثل آدميزاد بود . خلاصه جز اين سه نفر ، باقى همه دست‌بوسى امپراطريس را مثل دست‌بوسيهاى حجت الاسلامى انجام دادند . من در

--> ( 1 ) - دست‌بوسى خانمها گو امپراتريس هم بودند ، در اروپاى مركزى رسم نبود . فقط در روسيه بود كه اين عمل نسبت بخانمهاى محترم ولو غير از خانوادهء سلطنت بجا ميآمد .