عبدالله مستوفى
92
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
درس نخواندهء ديمى و بىملاحظه ، از اين معايب حيثيتى هم براى دولت داشته است . سركنسولگريهاى ما در قفقاز و حاجى طرخان عمدهء اتباع ايران در خاك قفقاز بودند ، هر سال عدهء زيادى از اهالى آذربايجان براى عملگى به خاك روسيه ميرفتند . بعضى از آنها در بهار ميرفتند و پائيز برميگشتند ، البته از اين دسته جز حق ويزا چيزى عايد كنسولگريها نميشد . ولى دستهء ديگر بودند كه دو سال و سه سال و بيشتر در آنجا اقامت ميكردند و بعد از اينكه يك سال از تاريخ تذكرهايكه وقت عزيمت از ايران گرفته بودند ميگذشت ، بايد تذكرهء اقامت بگيرند . قيمت هر تذكره براى عمله دو تومان و براى تاجر سه تومان بود كه عمدهء درآمد تذكرهء قفقاز از اين قسمت عايد ميشد . رفتن عمله از ايران به خاك قفقاز ، از زمان سلطنت مظفر الدين شاه و شل شدن جلو مسافرت بخارج و بواسطهء راه افتادن چاه نفت زياد در بادكوبه خيلى زياد شده ، اكثر عملههاى اين كارخانهها از ايرانيها بودند . در ساير شهرهاى قفقاز هم در كارخانههائى كه احيانا به راه افتاده بود ، عملجات ايرانى در آن كار مى كردند . اين موضوع خيلى طرف نقادى روزنامههاى فارسى كلكته و مصر شده و در كتاب ابراهيم بيك ، نويسنده فصل مشبعى از اين عمل نقادى كرده بود . ولى حقا بايد گفت رفتن اين عملجات به خاك قفقاز ، بواسطهء همزبانى آذربايجانىها با بومىهاى آنجا ، امر طبيعى بود و آنقدرها كه براى آن معايب ميشمردند مضر نبود . وقتى جمعيت در جائى زياد و كسب و كار كم شد ، مسافرت موقت براى كسب زندگى ، گذشته از اينكه ضررى ندارد ، منافع عمومى را هم شامل است . چنان كه از رفتوآمد و اضافه درآمد همين عملجات ، سالى پنج شش ميليون پول طلا بايران وارد ميشد . روزنامهنگاران حقا ميگفتند چرا در ايران كار ايجاد نميكنيد كه دستهاى كارى كشور براى خارجى كار نكند . اينهم با همهء منطقى بودنش در آن روزها ميسر نبود . گذشته از اين عملهها ، عدهء زيادى ايرانى در قفقاز بودند كه از مدتى پيش در آنجا رحل اقامت افكنده ، با دكههاى كوچك كسب ميكردند . حتى تجارتخانههاى معتبر ايرانى هم در خاك قفقاز زياد بود كه بعضى از آنها مسلمان و برخى ارمنى بودند و از همهء آنها مهمتر تجارتخانهء طومانيانس بود كه در بادكوبه و تفليس و مسكو هم شعبه داشت . براى كارهائى كه اين تجارتخانهها و كسبه با دوائر محلى پيدا ميكردند و همچنين براى تذكره دادن بعملجات ، دولت ايران يك سركنسول در تفليس و در دو شهر بندرى بادكوبه و باطوم دو كنسول و در هريك از شهرهاى ايروان و گنجه و ولاديقفقاز ، يك نايب كنسول مأمور داشت . در حاجى طرخان هم يك سركنسولى مأمور ديگرى تأسيس كرده بود كه به كار تجارى كه براى بازار مكارهء نيژنى نووگرد « 1 » ميرفتند ، رسيدگى نمايد . مركز اين سركنسولى در حاجى طرخان بود ، منتهى در فصل مكاره ( اواسط پائيز ) به نيژنى نووگرد ميرفت . كار تذكرهء ايالت حاجى طرخان هم اگرچه چندان مهم نبود ، با اين سركنسولى بود . بوركراسى روس خيلى اهميت بتذكره ميداد . هركس تذكره نداشت ، نميگذاشت
--> ( 1 ) - Nijini - novgorod