عبدالله مستوفى

15

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

كار اين كشور تباه است ! ميگويند وقتى با برادرزادهء عزيزكرده و وليعهد خود بابا خان در يك سفره غذا مىخورد . بابا خان قدرى خورش روى پلو ريخت و مشغول خوردن شد خان عمو متوجه اسراف برادرزاده گشت و با بشقاب به پشت دست او نواخت و بعد از چاشنى « 1 » كردن چند فحش ركيك به او گفت : « خورش را براى چلو در سفره گذاشته‌اند روغن و ادويه و گوشت كه در پلو است خورش آنست ! تو كه پلو را با خورش ميخورى چلو را بيخورش خواهى گذاشت با اين تبذيرى كه تو به آن عادت كرده‌اى كار اين كشور تباه است ! . » كينه‌كشى و انتقامجوئى اين پادشاه سرآمد ساير اخلاق بد اوست . چنان كه سابقا اشاره كرده‌ام رفتار او با لطفعليخان زند بقدرى پست و زشت بوده است كه قابل ذكر نيست اين اندازه قساوت و سنگدلى دربارهء كسىكه به زودى بايد جان بسپرد با هيچ منطق و عقلى سازگارى ندارد . بايد گفت اينها نتيجهء نقشه‌هائى بوده است كه خان قجر در زمان حبس نظر در شيراز ميكشيده و چون بسيار مستبد برأى بوده همين كه بسلطنت رسيده است آنچه از انتقامجوئى كه در ايام اسارت بمغزش گذشته تمام و كمال باجرا رسانده است . شايد محروم بودن از تمايل جنسى هم در اين قماش اخلاق او بىمداخله نبوده باشد . آوردن استخوانهاى كريمخان از شيراز بتهران و دفن آن در محلى كه مستخدمين او در موقع سلام با كفش آنجا بايستند نيز نتيجهء افكار زمان اسارت و هوىوهوس انتقامجويانهء اوست ساختن تالار تخت مرمر اين بناى بيدروپيكر ، آن هم در تهران كه پنج شش ماه از سال اين قماش بنا از سردى هوا قابل سكونت نيست و اگر مطابق با واقع باشد كندن تالار تخت كريم خان و حمل آنها از شيراز بتهران و كار گذاشتن آن در تالار تخت مرمر هم نتيجهء ديگر ديوانگىهاى انتقامجويانه و زادهء همان افكار زمان اسارت و استبداد رأى اوست . ديگر از اخلاق زشت اين پادشاه سختى احكام اوست . منتسكيو نويسندهء مشهور فرانسه ميگويد : « روح حكومت استبدادى ترس است چنان كه روح حكومت قانونى حس شرافت و روح حكومت ملى تقوى مىباشد » . شك نيست كه اگر حكومت استبدادى با ترس توأم نباشد ، افراد بىآزار از دست مردم زورگو راحتى ندارند و عموم مردم از شرارت و مظالم كاركنان دولت و زيردستان شاه ايمن نتوانند بود . ولى عدالت پادشاه مستبد ، بايد هميشه مجازات ظالم را به قدر جرم معين كند . آقا محمد خان كمتر اين عدالت را مراعات ميكرده و رفتار او نسبت بمجرمين ، طورى بوده است كه هميشه آنها طلبكار ميشده‌اند .

--> ( 1 ) - چاشنى چيزى است كه مانند ادويه و ترشى و شيرينى غذا را با آن خوشمزه ميكنند و در حقيقت چيز اضافى است كه بدون آن هم غذا را ميتوان خورد و چاشنى كردن فحش از راه اضافى و زيادى بودنش متناسب با مقام است ولى چون چيز ناگوارى است خوشمزه نيست و از راه تضاد مقصود را ميفهماند ، در زبان فرانسه ادويه زدن را در همين مورد و معنى به كار ميبندند و چاشنى در فارسى معناهاى استعاره‌اى هم دارد كه از ما نحن فيه خارج است .