صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 57

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

همهء اسناد تاريخى خاندان‌هاى بزرگ سيستانى نابود نشد و اين ديدگاه تيت يا ناشى از بىاطلاعى او از مجموعهء اسناد خاندان‌هاى سيستانى و يا به دليل خاص سياسى در پيوند با مسئلهء تعيين حدود و مسائل مرتبط با نصب ميله‌هاى علامت مرز ميان ايران و افغانستان بوده كه تيت در ضمن هيئت مك‌ماهون و براى همين منظور به سيستان آمده بود . اين مطلب كه سهل‌انگارى و بىتوجّهى خاندان‌هاى ايرانى و از جمله سيستانى و نبود مراكز آرشيوى منظّم در كشور سبب از ميان رفتن شمار زيادى از اين اسناد شده است البتّه غيرقابل انكار است . با اين همه ، موضوع اسناد در تكاپوهاى مربوط به تعيين حدود ايران و امارت تازه متولد شدهء افغان در اين دوره ، در گفتگوها و مذاكرات مربوط به آن نقشى تعيين كننده داشت . تيت در سال 5 - 1903 در سيستان بوده است و اظهارنظر او مىتواند بخشى از واقعيت را نشان دهد ، امّا نبايد از ياد برد كه پيش از اين سال‌ها و در نخستين مأموريت رسمى هيئت حكميّت در سال 72 - 1871 توجّه به اسناد خاندانى از مواردى بود كه دولت ايران مىكوشيد براساس آنها حقوق خويش را در ادّعاى خود نسبت به ايرانى بودن سيستان ثابت كند . در همين زمينه ، نقش خاندان كيانى كه موضوع پژوهش حاضر و چاپ شجرة الملوك است ، پراهميّت مىشود . براى نخستين بار نشانه‌هاى توجّه به اسناد خاندان كيانى و ديگر خاندان‌ها در كتاب نه چندان مشهور جغرافياى نيمروز كه شرح مسافرت مهندس ذو الفقار كرمانى ، از فارغ التحصيلان دار الفنون ، بود انعكاس مىيابد . ذو الفقار كرمانى از سوى ناصر الدّين شاه مأمور شده بود تا ضمن اينكه همراه هيئت حكميّت گلداسميد در سيستان فعاليت كند ، مستقل از آنان نقشه‌هايى از موقعيّت سيستان بكشد ، احتمالا براى اين منظور تا در جلسات رسمى گفتگوى تعيين حدود ، مورد استفاده قرار گيرد . ذو الفقار كرمانى در ضمن گزارش عمليّات خويش در سيستان ، در سال 1288 اشاره مىكند كه : « در باب فرامين صفويّه و نادر شاه كه در دست طايفهء كيانى و مير مبارز كلانتر بود و ديده بودم ، گفتگو كردم كه اين نوشته‌جات يك نوع سندى مىباشد . چنانچه اين فرامين را به