صبورى / ناصح / ظهير

ديباچهء مصحح 21

شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )

آنجا را ابو عبد اللّه كه از ثقات راويان حديث است به زبان عربى به قلم آورده و در زمان دولت شاه قطب الدّين بن شاه على « 1 » ، ابو محمّد نامى نسخهء عربى را فارسى نموده و در ايّام صبى در دبستان چند جزو از آن نسخه به نظر اين حقير درآمده و الحال آن نسخه در ميان نيست . » « 2 » گويا نياز به نگارش تاريخ ملوك سيستان ، ملك شاه حسين را بر آن داشته تا نوشتن كتاب خويش را آغاز كند . گرچه گويا براى اين كار مأموريت نيز يافته است « 3 » . در اين اوان بنا بر مرور دهور و تناقص امور و انحراف طبع اشراف ، از غايت بخل و كمال اسراف ، مزاج آن مملكت از مسلك امتزاج انحراف پذيرفته و اختلال كلى به قوانين و قواعد ملوك و اكابر آنجا راه يافته و مجددا نسخه‌اى كه مخبر بر حالات ملوك و امرا و اعيان آن مملكت باشد ، به قلم عنبرين‌رقم يكى از اهل ربط درنيامده . به خاطر فاطر داعى دين و دولت ، شاه حسين بن ملك غياث الدّين محمود آل صفار « 4 » ، كه يكى از بقيّه ملوك عجم است ، رسيد كه به ترتيب و تكتيب اين نسخه پرداخته ، كتابى ترتيب دهد كه دوستان زبان به تحسين گشوده ، در ايّام حيات يارى و پس از انقضاء ايّام زندگانى فرزند دلبند و اقوام سعادتمند و بقيّهء ملوك عجم را يادگارى باشد و اين تاريخ را موسوم به احياء الملوك نمود . « 5 » شيوهء گزارش ملك شاه حسين از وقايع سيستان ، پيوند مستقيمى با رويدادهاى زندگى خود او دارد . وى مىنويسد كه دربارهء سيستان و « ساكنان ممالك و مسالك نيمروز » سخن بسيار دارد امّا تأكيد مىكند كه كتاب او گنجايش آوردن همهء آن سخنان را ندارد و خود او نيز بسيارى از رويدادها را از خاطر برده است . وى به آشفتگىهاى زندگى خود اشاره مىكند و از مسافرت‌هاى دور و درازى كه او را از سيستان براى مدّتى دور نگهداشته بود « 6 » ، سخن مىگويد . بنابراين ، به خواننده يادآورى مىكند :

--> ( 1 ) . شايد ملك قطب الدّين كيانى . ( 2 ) . ملك شاه حسين سيستانى نويسندهء احياء الملوك . ( 3 ) . احياء الملوك ، ص 2 . ( 4 ) . جالب است كه ملك شاه حسين ادّعاى هميشگى ملوك سيستان را ، كه خود را از نسل صفّاريان مىدانستند ، بيان مىكند . ( 5 ) . احياء الملوك ، ص 2 . ( 6 ) . احياء الملوك ، ص 436 .