عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
46
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
شويد ! پس مهراب و سيندخت را طلبيده به آنان گفت : ما برآنيم كه بدعاى خير و طلب سعادت دربارهء آنان بپردازيم . بنابراين طبق آداب و رسوم به عقد مزاوجت پرداخته چنان باران طلائى از در و ديوار باريدن گرفت كه شديدترين رگبارها و طوفانها در مقابل آن ناچيز بود بعد به نصب ميزهاى طلا پرداخته لذيذترين و كميابترين اغذيه را بر آنها مهيّا ساختند . سام و زال و رؤساى لشگرى به صرف غذا پرداخته تا نزديك غروب آفتاب بدان اشتغال داشتند و بعد بمجلس ضيافت رسمى روانه شدند و از تمام افراد قشون بلااستثناء پذيرائى كرده مورد اكرام كاملشان قرار دادند . اين وضع تا چهل روز ادامه داشت و سام از باغى بباغ ديگر منتقل ميشد و ضيافتهاى رسمىاى را كه خواه در قصر و خواه در سايهء درختان منعقد ميشد بحضور خود قرين افتخار مينمود دفعة شرب باده آغاز و نواى آلات طرب در فضا طنينانداز شد وسائل تفريح و حظّ بصر بيحدّومر بود . همين كه زال با رودابه تنها ماند الفتشان رو بازدياد و عشقشان رو بشدّت نهاده محبّتشان قويتر گرديد . سام از مهراب تقاضا كرد كه به منظور تكميل اين عيش و سرور با او بملك نيمروز رهسپار شود چون مهراب اظهار موافقت نمود سام و زال و مهراب و سيندخت و رودابه جمعا با ندما و مستخدمين و غلامان و كنيزان وسائل حركت خود را فراهم آوردند چنين به نظر ميرسيد كه هنگام حركت عموم به نيكوترين وضع درآمده بودند منزل به منزل حكّام و رؤساى قوم باستقبال آنان شتافته تحف و هداياى لايقه تقديم ميداشتند تا ورود بپايتخت سيستان كه بزيباترين وجه مزيّن شده بود همه در زير باران طلائى كه خلق بر سر آنان ميفشاندند معابر را طى كرده در قصر سام فرود آمدند و در باغات و عمارات مجلّلى جايگزين گرديدند . سام پذيرائى و مهماننوازى را دربارهء آنان بحدّ افراط رسانيد همه در اين مدّت از شيرينترين زندگانى بهرهمند شدند . چون مهراب اجازهء مراجعت خواست سام اظهار داشت كه خود او را همراهى خواهد نمود و او را بخلعت نفيسى مخلّع ساخته هداياى بسيار به دو تقديم داشت و تقاضا كرد كه سيندخت را يكسال نزد رودابه بگذارد مهراب موافقت كرده با سام به راه افتاد . زال پس از مشايعت آنان اجازهء مراجعت خواسته بسيستان