عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

42

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

سيندخت سر تعظيم فرود آورده مقدّمات ملاقات سام را فراهم آورد و آنچه از اموال و اشياء نفيسه در نظرش لايق آمد جدا ساخت و وسائل سفر خود را مهيّا كرده با كسان و خدمهء خود بدربار سام شتافت . قبل از رسيدن سيندخت ، زال به خدمت پدر رسيده شرط ادب بجاى آورد . سام برخاسته بجانب او رفت و سر و چشمانش را بوسه داده در برابر خود نشاند و هوش و زيبائى او را تحسين كرده گفت : فرزند حالت چونست ؟ زال بپاسخ گفت : حال كسى كه تو قصد كشتن عزيزترين دوستان و افناى خانوادهء آنانرا داشته باشى و جزاى حسن عمل و انجام اوامر ترا جدائى از تخم چشم و راحت قلب خود بيند و طورى عرصه بر او تنگ شود كه مرگ را بچنين زندگانى ترجيح دهد چگونه ميتواند باشد ؟ سام ديده برهم دوخته سر به زانو نهاد و بجيب تفكّر فرو رفت پس سر برآورد و گفت : فرزند خداوند كار خود را خواهد كرد و ترا از اين هم‌ّوغم نجات خواهد داد و بآرزوى دل خواهد رسانيد من از هيچگونه اقدامى كه بتواند فكر منوچهر را تغيير و خصومتش را برحم و شفقت مبدّل كند دريغ نخواهم كرد خاطر جمع دار و وحشت نداشته باش ! زال سر فرود آورد و قلبش اندكى آرام يافت و اشك شادى از چشمانش سرازير شد بعد بخيمهء خود داخل شده مهراب را كتبا از نور اميدى كه در شرف طلوع و رائحهء سرورى كه در كار ظهور بود آگاه ساخت و او را بصبر و شكيبائى اندرز هميداد تا مگر مشيّت الهى چنان تعلّق گيرد كه اين امر بخير و خوشى خاتمه پذيرد و خود مجدّدا به خدمت پدر رسيده مدّتى با او بمذاكره پرداخت . سام پس از مطالعهء بسيار در اطراف و جوانب كار بر آن شد كه زال را بدرگاه منوچهر اعزام و نامه‌اى در خصوص وى بپادشاه نوشته در كمال ادب عفو مهراب و خاندانش را استدعا كند زال مسرور و مشعوف بپاخاسته وسائل سفر را فراهم و پدر را به نوشتن نامه‌اى مبنى بر شفاعت خود و اصرار و ابرام در اقناع ملك تمنّى كرد و خود در شتاب بر مرغان هوا سبقت گرفته رو به راه نهاد . پس از عزيمت زال ، سيندخت بدربار سام رسيده بار حضور خواست سام پذيرفته او را بحضور طلبيد لدى الورود شرط ادب بجاى آورده جواهرات گرانبها