عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
38
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
امر داد نتيجهء اين مواصلت را به دو عرضه دارند آنان نيز مراجعت نموده بمطالعه و مداقّه پرداختند و اطراف كار را ملاحظه نمودند پس گرد آمده وجهى را كه بتوان معروض داشت تصويب نمودند و آنگاه به خدمت سام رسيده مباركى و ميمنت اين وصلت و خيرى كه در ابتدا و انتهاى آن ملاحظه نمودهاند معروض و اعلام داشتند كه از نسل زال و دختر مهراب پسرى بوجود خواهد آمد كه در زورآورى و شجاعت بىعديل و در مقهور ساختن دشمنان و تحصيل فتح و پيروزى و كمك و مساعدت بپادشاهان بىبديل خواهد بود هرگز چنين شهرتى در عالم نصيب كسى نگشته و چنين نامى بر صحيفهء روزگار از كسى باقى نمانده است سام از شنيدن اين گفتار خوشحال شده همه را زر و مال بخشيد و در پاسخ به زال نوشت : فرزند چنين تقاضائى كه تو كردى مورد نداشت ولى من مخالفتى ندارم و مايلم طبق دلخواه و رضاى تو رفتار كنم بدين لحاظ هماكنون بدرگاه منوچهر روى خواهم آورد و حتّى المقدور براى انجام مقصود تو خواهم كوشيد فعلا به همين مختصر قناعت شد . پس نامه را مختوم كرده بقاصدى كه نامهء زال را آورده بود داد و امر كرد انعامش دهند و خود برفع نقائصى كه در طول غيبت او در قشون پديد آمده بود پرداخته با خواص از طريق كرمان رو بدرگاه ملك كه در طبرستان بود نهاد . زال نيز بوصول نامهء سام آن را مطالعه و از شوق سر از پا نميشناخت . رابط زال و رودابه زنى بود كه چندى يك بار به خدمت سيندخت ميرسيد اين زن موظّف بود اخبار خوشى را كه از طرف زال ميرسيد به رودابه برساند زال حلقهء خود را به دو داد كه بعنوان يادگار به رودابه داده حلقهء او را در عوض گرفته به دو تسليم نمايد او هم به خدمت رسيده پس از اعلام اين خبر خوش حلقهء زال را تقديم و حلقهء رودابه را گرفت كه به زال برساند چون خواست مراجعت كند سيندخت كه از او ظنين شده بود مخاطبش ساخته گفت : اى نابكار تو سابقا هرچند يك بار بملاقات ما ميآمدى حالا چه شده است كه غالبا نزد دختر من ميآئى و مدّت مديدى با او مخفيانه صحبت ميدارى بايد حقيقت آنچه بين شماست به من بگوئى زن جواب داد گردنبندى براى او آورده بودم كه به او فروختم سيندخت گفت بهاى آن را كه گرفتهاى به من