عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

19

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

باشد كه بداند به آن نخواهد رسيد احمق است . كسى كه خود را نميشناسد ديگرانرا نخواهد شناخت . كسى كه مقام و موقع هر امريرا نداند احمق است . پرگو اسرار خود را بخلق ميفهماند . كسى كه رنج برد مستفيد شد . مرد شرافتمند معتمد است و خائن به كسى اعتماد ندارد . عاقل در همه‌جا عزيز است . ساحرى شيطانى است . وجاهت و حسن صورت سعادت و بركت است و بدى و بدروئى مايهء بدبختى و بيچارگى است . خدمه بر پنج نوعند : نانوا و آشپز و شربت‌دار و فرّاش و خدمتكار و پنج نوع مأمور : دربان و خزينه‌دار و پيشكار و ميراخور و محافظ و پنج قسم شريك : كشت‌كار ملك و شريك الملك و هم‌محلّه و هم‌دين و شريك المال و پنج نوع دوست : والدين و معلّم و معلّم فقه و واعظ و پنج نوع دشمن : آدم دنى و حسود و زرخريد و زن و جانشين حاكمى در مقرّ حكومت او . ذكر پسران فريدون و حوادث سلطنت آنان فريدون سه پسر داشت : سلم و تور « 1 » و ايرج كه شيرآسا قوى و چون ماه نو رو بترقّى بودند . پدر در تعليم و تربيت و حسن اخلاق و آموختن آداب سلطنت به آنان سعى بليغ داشت . چون بسنّ رشد رسيدند هفت اقليم را بين آنان تقسيم كرد . اين پادشاه خبط بزرگان و خطاى فرزانگان را مرتكب و غلطكارى عادى پادشاهان را كه هواى نفس را بر عقل و منطق مقدّم داشته كوچكتر را بر بزرگتر ترجيح دهند معمول داشت و همين موجب عواقب مشئومه گرديد و ميوهء خطائيرا كه به ضرر خود مرتكب شده بود چيد بدين تفصيل كه ملك روم و نواحى غرب را به سلم و اقاليم شرقى را كه مشتمل بر ايالات ترك‌نشين و كشور چين و هندوستان باشد به تور و ايران را كه مركز زمين و كشورى معتدل محسوب و ممتازترين ممالك از قبيل خراسان و عراق و ايالات فارس و كرمان و اهواز و جرجان و طبرستان تا سرحد شام را در بر دارد به ايرج واگذار كرد سپس آنچه از افراد كارى و اسب و اسلحه و پول و لوازم حكومت و كوكبهء سلطنت بود همراه سلم و تور كرده امر داد بممالك خود حركت كنند .

--> ( 1 ) توز .