عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
331
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
به ازدواج با او و برحذر داشتنش از عواقب مقاومت مذاكراتى با او نمود . كرديه گفت : اينجا مناسب نيست ولى جواب ترا ميخواهم دور از محضر فريقين دهم برويم دور تر صحبت كنيم . برادر خاقان گفت من مطيع اوامر توام . همين كه قدرى دور شدند كرديه بانك برآورده او را گفت : من خواهر و همسر بهرامم و بايد ترا در معرض آزمايش قرار دهم اگر توانستى بر من دست يا بى من به تو تسليم خواهم شد ! و آنگاه بر او حمله آورده تيرى بجانب وى افكند كه از كمربند و جوشن وى گذشته از پشتش خارج شد و زين را از وجود او پرداخته بر زمينش افكند پس كسان خود را بآواز بلند فرمان داد كه بر تركان حمله برند و چنان كشتارى در صفوف تركان كردند كه آتش در خرمن چوب خشك و گرگ در گلّهء ميش نكند و چون نور كه ظلمت را هزيمت دهد همه را منهزم نمودند پس از آن از جيحون عبور كرده بجانب ايران روانه شدند كرديه نامهاى به برادرش كردى كه يك از محارم پرويز بود نگاشته وضعيّت خود را براى او روشن ساخت و تقاضاى عفو خود و همراهانش را از پرويز نمود ، كردى بوساطت آنان پرداخته تحصيل اجازه كرد كه جمعا بمساكن خود برگردند و چنان كردند و نسبت به پرويز اظهار اطاعت نمودند پرويز لطف خود را نسبت به آنان دريغ نداشته يكايك را بخلاع فاخره سرافراز داشت پس كرديه را بزوجيّت اختيار و مورد اكرام قرار داد و از لحاظ مخالفتى كه هميشه نسبت بقيام بهرام بر عليه او داشته و او را بعبوديّت پرويز تحريك مينموده همچنين از جهت اطاعت صادقانه و احترامى كه در گذشته و حال از او داشت نهايت علاقه را نسبت به او ابراز مينمود . چند عمل برجسته از زندگانى پرويز همين كه پرويز از گرفتارى بهرام چوبينه خلاصى يافت اخلاقا مغاير آنچه بود گرديد و زندگانى پرنشاط و انبساطى پيش گرفت و باعزام عساكر بنقاط مختلفه و تعيين مرزبانان و حكّام اطراف پرداخت تمام سلاطين عالم بلااستثناء مطيع و فرمانبردار او بودند و حتى القوّه اطاعت و انقياد خود را نسبت به او ظاهر ميساختند زمين ادارهء امور و دنيا سرنوشت خود را به دو تفويض كرده بود كوكب بختش در نهايت اعتلا و نفاذ امرش