عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

247

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

و آنگاه روى ببلاد عبد القيس نهاده كتفين همه را بعنوان تنبيه كند و از آنجاى قصد يمامه كرد و قيامت در آن برپا ساخت و در معبر خود چشمه‌اى نماند كه منافذ آن را نگرفت و چاهى نماند كه مطموس ننمود پس بر بلاد بكر و تغلب واقع بين ايران و استحكامات روم واقع در شام حمله آورده چون قضا و قدر بر جان خلق افتاد و كارى كرد كه آتش بخرمن چوب خشك نكند بعدا اسلحهء قتالهء خود را بر عليه ساير اعراب به كار برده جمع كثيرى از آنانرا در خانه‌ها و پناگاههاى خودشان قتل‌عام كرد و كتفين پنجاه‌هزار تن از آنانرا نيز كند بطوريكه ذو الاگتاف به او لقب دادند . معهذا از حملهء به يمن خوددارى نمود يكى بملاحظهء روابط دوستانه‌اى كه سلاطين اين كشور با او داشتند و احترامى كه نسبت به او قائل بودند يا بطوريكه ميگويند اين كار را ميشوم تلقّى و گرفتارى كيكاوس را در محاصرهء آن بلاد در نظر داشت . قبل از اينكه شمشيرهاى شاپور از خون اعراب سيراب و خودش از كشيدن انتقام تسكين يافته باشد پيرزالى خوش‌بيان بر معبر او را صدا زد شاپور به عادت سلاطين كه هركس آنانرا صدا ميكرد براى اصغاى عرايضش ميايستادند او هم براى خاطر اين زن ايستاد . زال گفت : شاها اگر منظورت انتقام بود كه از حد گذراندى و اگر قصدت تمامى قبائل عرب است بدانكه اين تلافىاى دارد كه ممكن است چندى هم بتأخير افتد شاپور امر داد قتل‌عام را بس كنند : گويند كه گفتار اين زن اشاره بظهور محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم و انتقامى است كه اعراب از ايران كشيدند . چه وعدهء ظهورش بقدرى از ايّام پيشين پشت در پشت بر زبانها جارى بود كه معلوم نيست اوّلين پيشگوئى در چه عهدى صورت گرفته است . شاپور هم از ترس همين وقايع كه شنيده بود در موقع ظهور محمد - اعراب آزاد گشته ايران را بنام او تسخير خواهند نمود امر بخاتمهء قتل‌عام نمود . رفتن شاپور ناشناس بكشور روم و گرفتار شدنش در آنجا همين كه شاپور از اعراب انتقام گرفت و كسانى را هم كه از مرگ گريخته بودند باقصى نقاط تارومار نمود و ديگر بيم نهب و غارت از ناحيهء آنان نميرفت