عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

225

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

طبعا خواهان اصلاج بود و در آبادى كشور جهد بليغ مينمود و در عين دانائى در ترقّى كشور و تشييد مبانى و استحكام تأسيساتى كه ايجاد كرده بود سعى وافى داشت ، مطالب و مكاتيبش از لحاظ قدرت و تبحّرى كه در اين فنون داشت خيلى طولانى و حاوى نصايح قابل استفاده بود . بعضى از بيانات برجستهء اردشير در موضوعات مختلفه 1 - قدرت بىلشگر و لشگر بىزر و زر بىزراعت و زراعت بىعدالت و حسن سياست حاصل نشود 2 - حقد را شعار خود مكنيد تا غافلگير دشمن نشويد و آذوقهء خلق را احتكار مكنيد تا گرفتار قحطى نشويد و نسبت بمسافرين مهمان‌نواز باشيد كه خود بسراى ديگر خواهيد رفت . دل به دنيا نبنديد كه بكس وفا نكند ترك آن را هم مگوئيد زيرا بوسيله آنست كه ميتوان خير دنياى ديگر را فراهم آورد 3 - فساد حال عوام صرفهء خواص نيست و چون حكومت بدست مردم پست افتد جامعه دچار وضعيّت اسف‌انگيزى خواهد شد و سلطانى كه رعيّت از او بترسد بهتر از سلطانيست كه از رعيّت بترسد 4 - با سلطان جابر آبادى و عمران صورت‌پذير نيست ، سلطان عادل بهتر از باران رحمت است و شير خونخوار به از سلطان ظالم و سلطان نادرست به از هرج‌ومرج دائم است . 5 - همه بايد سخى باشند ولى عذر سلاطين را كمتر مىشود پذيرفت زيرا بيش از ديگران قادر بتمرين اين عملند . 6 - وحشت‌ناكترين چيز براى پادشاهان اينست كه سر دم و دم سر شود . 7 - عدل پادشاه نافع‌تر از وفور نعمت است . 8 - بدترين سلاطين كسى است كه بىگناه از او بترسد . 9 - بقاى قدرت سلطنت بدين است و پيشرفت دين بقدرت پادشاه . 10 - وسيلهء تأديب ملوك عفو و اغماض است نه تنبيه و قطع حقوق . 11 - اعدام قاتل بهترين وسيله براى جلوگيرى از قتل است . 12 - من و شما جسم واحدى را تشكيل ميدهيم هر خوشى يا زحمتى كه بهريك از اعضاى اين جسم وارد آيد اثر و درد آن بعموم اعضاء وارد شود . بعضى از شماها بمنزلهء سر ميباشيد كه ادارهء اعضاء با اوست و برخى بمنزلهء دست كه چيزهاى مضر را دفع و چيزهاى مفيد را جلب مىكند و عدّه‌اى بمنزلهء قلب كه