عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
140
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
فاخره بخشيد و جهد وافى در تهيّهء وسائل كار مبذول داشت پس امر داد كه طبل فروكوبند و خود با فرزندان و پشوتن و ساير بستگان به راه افتاد گرگسار را نيز در تخت روانى تحت نظر مستحفظين همراه برد . چون بسرحدّ كشور رسيد بخيمهء خود رفته امر داد تا مجلس آراسته خوان گسترند و بعيش و عشرت كوشند و بساط بزم بيارايند خود نيز با حريفان بشرب و طرب مشغول شد پس گرگسار را بحضور طلبيده امر داد تا طعامش دهند و سه جام شراب به او بنوشانند . همين كه حالش مستعدّ گفتگو گرديد او را گفت : گرگسار من از تو چند سؤال ميكنم اگر حقيقت را بگوئى ترا اجر داده پس از فتح تركستان حكومت آن را به تو واگذار خواهم كرد و اگر دروغ گوئى قبل از چشيدن حرارت دوزخ حرارت تيغ را به تو خواهم چشانيد . گرگسار جواب داد ! شاها آنچه خواهى بپرس كه عين حقيقت را به تو خواهم گفت . اسفنديار گفت بدوا طرقى را كه از اينجا بروئين دژ ميرود و مدّتى را كه براى طىّ هريك لازم است براى من شرح بده و ثانيا وصف خود قلعه را بگو . گرگسار جواب داد ! شاها مرد مطّلعى بچنگ تو افتاده بايد بدانى كه از اينجا سه راه به اين قلعه منتهى مىشود يكى سه ماه راهست كه تمام از نقاط پرآب و علف و شهرها و دهكدهها و منزلگاهها و بركهها ميگذرد . ديگرى راهيست كه در دو ماه ميتوان پيمود كه نيز از نقاط مزروعى و شهرها عبور مىكند و راه سوّم را هفت روزه ميتوان پيمود كه بدين مناسبت آن را هفت خان نامند ولى در هر منزل از آن تهلكه و بليّهاى در كمين تست از قبيل : گرگ ، شير ، اژدها ، جادوگر ، سيمرغ ، سرما و بيابانى كه كس نتوانسته در آن وارد شود چنانچه با اين مشقّات بتوانى از اين نقاط عبور كنى بروئيندژ خواهى رسيد . امّا در تمام عالم قلعهاى محكمتر و مصونتر و بلندتر و وسيعتر از آن وجود ندارد زيرا چشمهها ، قصرها ، خزانهها و هر قبيل ارزاق و علوفهء دواب و ضروريّاتى كه نميتوان شرح داد و حدّ و حصر ندارد در آن مهيّاست و شايد بيش از صد هزار سرباز در آن موجود باشد . اسفنديار گفت : ما بايد همين راه را كه هفتروزه مىشود پيمود طى كنيم . گرگسار جواب داد . شاها از اين راه تا امروز بشر نگذشته و جنبندهاى از آن عبور ننموده . اسفنديار گفت : خواهى ديد كه چگونه مخاطرات