عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )
123
شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )
حضّار از خشونت اين پيغام متحيّر مانده بودند اجازه خواستند كه او را پاسخ دهند ولى گشتاسب مانع شد و فرستاده را مورد تفقّد قرار داده گفت : ولينعمتت را بگو كه اى خيرهسر دم از چيزى كه فوق قدرت تست مزن چه بسيار اتّفاق افتاده كه اداى يك كلمه بمرك گوينده انجرار يافته . تو كيستى كه آئين مرا نپذيرى يا متعرّض من شوى اگر من مانع خوابت شده بودم چنين خوابهاى واهى نميديدى و امّا جواب تو چيزى است كه خواهى ديد نه آنچه خواهى شنيد و السّلام به غير تو . پس دم فرو بست و قاصد به راه افتاد . گشتاسب با موافقت خاصان بر آن شد كه قبل از آنكه ارجاسب بتكميل و تجهيز قواى خود موفّق شود بر او تاخته ضرب شستى به او بچشاند پس امر داد تا بگرد آوردن عساكر و تهيّهء اسلحه و گرفتن سرباز و تدارك لوازم قشون پردازند و چون بنخستين منزل رسيد با جاماسب كه در تفأل و پيشگوئى نجومى و تفسير احوال كواكب در عصر خود بىنظير بود ملاقاتى خصوصى به عمل آورده نظر او را نسبت به قصد خود و عاقبت امرى كه بانجام آن مبادرت كرده بود پرسيد . جاماسب ديده بر هم نهاده بفكر فرورفت پس از لختى سر از جيب تفكّر برآورده گفت اى ملك كاش خداوند چنين دانشى به من نياموخته بود و مرا در معرض چنين سئوالى كه تو كردى قرار نميداد كه در اداى پاسخ آن اينهمه زحمت داشته باشم ولى حال كه پرسيدى چون مقدورم نيست چيزى از تو مخفى داشته يا اغفالت كنم بايد قول دهى كه از شنيدن آنچه دانستن آن ترا ناگوار است مرا آزار ندهى . گشتاسب قسم ياد كرد كه نه تنها كوچكترين آزارى به تو نخواهم رسانيد بلكه مورد عنايات و مراحم خود نيز قرارت خواهم داد پس او را واداشت كه آنچه پيشبينى كرده و در اين خصوص ميداند كما هو حقّه ابراز دارد . جاماسب در او نگريسته گفت : اى ملك آنچه در شرف وقوع است مشيّت الهى بدان تعلّق گرفته و كسى قادر بتغيير و دفع آن نيست . خوشبخت كسى است كه در جنگى كه در انتظار تست شركت نداشته باشد و سعادتمند آنست كه نتائج و مصائب آن را نبيند . چنان غوغا و مصيبتى برپا شود كه تمام اعوان و انصار و معاريف جنگجويان و عدّهء كثيرى از اقربا و پسرانت به خاك هلاك درافتند گرد و غبار جنگ روز را بشب