عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : محمود هدايت )

101

شاهنامهء ثعالبى در شرح احوال سلاطين ايران ( فارسى )

از گذشتن آنان گرديد . گيو به كيخسرو گفت : تو سلطان عالمىّ و واجد فرّ ايزدى رأى من اينست كه قبل از آنكه افراسياب از حال ما مطّلع گشته ما را دنبال كند تو شط را بشنا طى كنى و ما ترا تعقيب كنيم كيخسرو چنان كرد و ديگران به او تأسّى كرده بدون كمك زورقى او را تقليد كردند . افراسياب كه در تعقيب آنان فاصلهء زيادى را بسرعت طى كرد و بشط رسيد و فهميد كه آنان با اسب از شط گذشته‌اند دندان بهم فشرده انگشت تأسّف بدندان گرفت و با عدم موفقيّت مراجعت كرد . چون كيخسرو به ايران رسيد سران سپاه و اركان مملكت با ارّابه‌ها و تحف و هداياى بسيار باستقبال وى آمدند همچنين رستم از سيستان و گودرز از اصفهان و ساير سران سپاه از دگر شهرها باستقبال او شتافته تا ورود او به خدمت كيكاوس او را بدرقه نمودند . كيكاوس كه از فرط كهولت ناتوان و چشم و گوشش ضعيف شده بود بجانب كيخسرو شتافته سر تعظيم به دو فرود آورد و او را بر تخت طلا نشانيده تاج سلطنت به دو واگذار كرد و شرح مسافرت از او بازپرسيد و گيو را از عملى كه در نهايت كاردانى و كفايت انجام داده بود آفرين گفت و آنگاه خزائن را به كيخسرو واگذار و تمام سران سپاه و عساكر خود را در اختيار او گذاشت . همه جمعا سر تسليم فرود آورده سوگند وفادارى نسبت به او ياد نمودند . لشگركشى كيخسرو بجنگ افراسياب بخونخواهى پدر چون كيكاوس و سران سپاهش كيخسرو را بمخاصمهء با افراسياب و خوانخواهى پدر ترغيب نمودند از تمايل بىحدّى كه در انجام هردو امر داشت و جدى فوق العاده در او ظاهر شده گفت : من تا بخواست خداوند انتقام كامل از خصم نستانم نه دست بطعام و شراب خواهم برد و نه قلبم آرام گرفته از رنج و غم خلاص خواهد گرديد ! بر شماست كه مرا كمك كرده اوامرم را اطاعت كنيد ! سران سر تعظيم فرود آورده متعهّد شدند كه از هيچگونه بذل جهد و اطاعت امر در مقابل وى كوتاهى نكنند . كيخسرو و لشگريان را سان ديده غائبين را احضار كرد و بهريك مبلغى داد و پس از جهد وافى و جمع استعداد كافى با سپاهى بيكران و ساز و برك فراوان به راه