عبد الحسين نوايى
34
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )
گذشته صادر شده است اقدام نمايند . به وسيلهء مصطفى آقا چاشنى گير باشى ، خرج راه ، مهمات سپاه ، شمشيرهاى اعدا گداز و خلعتها و تشريفات ميمنت طراز ارسال گرديد . اكنون در بيست و چهارم ماه صفر نامهاى از سردار مزبور دريافت داشتم كه گزيدهء ملك گرجستان و ستمديدهء شاه عجم ، طهمورث حاكم زكم را كه شاه عجم بر ولايتش دست انداخته و غصب نموده متقابلا براى استيلا بر ولايت خويش بر لشكرى كه مركب از چند سردار و جمعى از عسكر قزلباش بد معاش شاه عباس بدان منطقه ارسال داشته بود ، با استظهار به دولت عليهء ما به جنگ پرداخته است و آن ملاعين تاب مقاومت نياورده گريختهاند و از خانان نامدارشان كه داراى طبل و علم و توغ بودند ولى محمد خان حاكم گنجه و مرتضى قلى خان حاكم گيلان و لطيف خان و مشاور شاه گمراه اسفنديار خان و امير خان حاكم ايروان و فرزند ناخلف آرش سلطان به نام بهروز سلطان و محمد حسين قلى سلطان و دوازده نفر سلطان ديگر و دو هزار و هشتصد قورچى كه به جنگ دلاوران آمده بودند كشته شده و سرهاى آنان را بريده با چهار جفت كوس منحوس ، به وسيلهء خدمتگزار طهمورس موسوم به سحل ، در پانزدهم ذى الحجه وارد آخسقه شده است و به منظور التقا با سردار مزبور همراه سلطان محمود مملى بيك حاكم قيموق و اوصون بك حاكم دربند آهنين و معبر ( باب الابواب ) و ساير خلق داغستان با يكديگر در مقام استخبار برآمده و براى دفع اهل مشتاق و حمله بر عليه قزلباش با يكديگر متحد شدند . سربازان قرم هنگام وصول به دربند شما را استقبال و براى عبور از راهها راهنمائى خواهند كرد . و ساير تعهدات را بيگلربيگى آخسقه اعلام داشته يادآور خواهد شد . سرهاى بريده و كوسها بدون توقف به بارگاه ما ارسال شده است از اين كه دشمنان ما شكسته شدهاند شكر بىپايان به جاى آورديم و از درگاه الهى چنين آرزو داريم كه ، درين سال فرخنده فال ، شاه بىتوفيق به مجازات رسد و خوانين و سلاطينش از دم شمشير بگذرند و سربازان حنفى المذهب و سنّى مشرب من بر روافض بىدين تفوّق يابند . به عنايت خداوندى گروه ملحدين به انتقام اهانتى كه به