عبد الحسين نوايى
17
شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )
همراه محمد بيك روملو حامل مكتوب شاهانه و شمامهء عنبر به استانبول فرستاد . سلطان عثمانى به صدر اعظم خود اختيار تام در عقد مصالحه داد و در نامهء خود به شاه صفوى نيز همين مطلب را بازگو كرد . مراد پاشا نيز اين مطلب را به اطلاع شاه عباس رسانيد . اما اندكى بعد مراد پاشا در گذشت و امر صلح صورت نگرفت . مرادپاشا كه در تاريخ عثمانى معروف به قوبوجى و ملقب به سيف السلطنه بود ، بنابر نوشتهء اسكندر بيك منشى ، در زمان سلطان مراد ثالث ، امير الامراى قرامان بود كه به همراه عثمان پاشا به ايران آمده و در جنگ با حمزه ميرزا اسير شده و مدت شش سال در قلعهء قهقهه زندانى گرديده بود تا اين كه هنگام صلح شاه عباس با سلطان مراد ( 998 ه . ) ، بنابر يكى از مواد قرارداد صلح مبنى بر آزادى اسراى طرفين ، وى نيز از زندان رهائى يافت . در سال 1020 ه . شاه عباس در انتظار دريافت نظر دولت عثمانى در باب صلح يا جنگ بار ديگر از اصفهان به آذربايجان رفت . نصوح پاشا كه به جاى مراد پاشا بر مسند وزارت و سردارى سپاه نشسته بود ، يكى از علما را به رسم رسالت نزد شاه عباس فرستاد كه سلطان اختيارى را كه در باب جنگ و صلح به مراد پاشا داده بود اكنون به من تفويض كرده و من برآنم كه بدين جنگ و خونريزى پايان دهم . وى ضمنا در طى پيام خود ، از شاه ايران خواسته بود كه چون سفارت محمد بيك طولانى شده ، دربار صفوى يكى از امراى ذى شان قزلباش را جهت عقد صلح بر طبق نظر شاه به استانبول گسيل دارد . شاهعباس هم قاضى خان را كه سيدى ثروتمند و جليل بود « منصب صدارت و تقدم ارباب عمايم » در ايران بخشيد و همراه قاضى معز اصفهانى و مولانا سلطان حسين ندوشنى و قاضى مؤمن و حكيم عبدى طبيب اردبيلى به استانبول فرستاد و نامهاى محبت آميز به عنوان سلطان احمد و همچنين نامههائى به بزرگان و علماى استانبول ايفاد داشت . قاضى خان با صد نفر ملازم و جمعى از نزديكانش روى به استانبول نهادند و شاه - عباس به تبريز عزيمت كرد و در آن شهر چون قلعهء جديد پايان يافته بود ، دستور داد تا قلعهء قديم را غير از عمارت دولتخانه كلا از ميان بردارند . قاضى خان ، پس از ملاقات با نصوح پاشا در ديار بكر ، همراه وى به قسطنطنيه رفت . نصوح پاشا جلوتر از وى خود را به سلطان رسانيد و شرافت شان و حيثيت و حسب و نسب قاضى خان را به مخدوم خويش بيان داشت و سلطان ترك نيز دستور داد تا « جميع پاشايان و امرا و اعيان روميه و عموم خلايق » او را استقبال كنند .