قاسمى حسينى گنابادى

68

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

الوند بيگ در تبريز خبردار شد به آن شهر حركت كرد . اين بار نيز الوند بيگ راه نجات را در گريز ديد و به سمت همدان و سپس به جانب بغداد گريخت . در بغداد نيز دوامى نياورد و به سبب مخالفت قاسم بيگ پرناك ، حاكم بغداد ، به ديار بكر رفت و تا پايان عمر ( 910 ق ) در همان‌جا ماند 77 . قاسمى در ذيل دو عنوان : « مشورت كردن پهلوان زمان و فريدون دوران با گردن‌كشان ايران در باب الوند سلطان » و « محاربه كردن خسرو زمان با الوند سلطان ( باب دوم ) » نبرد دوم شاه اسماعيل را با الوند بيگ سروده است . قاسمى در توصيف اين نبرد از شرح دلاورىهاى شاه و نبرد وى و ضعف دشمن ياد كرده است ، كه البتّه با استناد به ساير منابع 78 الوند بيگ مجال رويارويى با شاه اسماعيل را در خود نمىديد ؛ لذا صحنهء نبرد تعقيب و گريز بود تا پيكار رودررو . بنابر سرودهء قاسمى ، الوند بيگ سرانجام ، به حصن كيف 79 رفت : شنيدم كه الوند ميدان گريز * دگرباره دارد خيال ستيز خيال عجب بازش اندر سر است * سرش پر ز انديشهء افسر است حصن كيف را كرده نظّاره‌گاه * فضاى زمين كرده تنگ از سپاه ( 1858 - 1860 ) متأسّفانه ، قاسمى مطالب را به ترتيب ذكر وقايع ، به استناد ساير منابع مذكور ، دقيق نياورده است ؛ به عنوان مثال ، همان‌طور كه ذكر شد ، شاه اسماعيل پس از خروج از تبريز به تعقيب الوند بيگ پرداخت [ مسير گريز الوند بيگ پس از تبريز ، اوجان ( از توابع بستان آباد ) ، همدان ، بغداد و ديار بكر بود ] . حال آنكه قاسمى از رفتن شاه به قزوين و كاشان ( نك : بيت 1709 - 1711 ) ، پيش از حمله به الوند بيگ ، خبر داده است كه در اين ماجرا صحيح نيست . قاسمى همچنين در پايان داستان الوند بيگ آورده است كه شاه اسماعيل به سرزمين حصن كيف هجوم برد و پس از آن به گرجستان حمله كرد و از آنجا به شروان و سپس به تبريز آمد كه البته جز مورد آخر صحيح نمىنمايد ( نك : بيت 2050 - 2056 ) . غياث الدّين خواندمير 80 سرانجام ماجراى تعقيب و گريز شاه اسماعيل و الوند بيگ را ، پس از فرار وى از تبريز ، چنين نقل كرده است : « پاى مبارك در ركاب أشهب گردون شتاب آورده ، عنان ريز به حدود تبريز شتافت و الوند از قرب وصول پادشاه عاليجاه خبر يافته ، بار ديگر