قاسمى حسينى گنابادى

45

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

( 57 ) - ص 34 . ( 58 ) - ص 65 . ( 59 ) - پيرزادهء زاهدى ، ص 45 و 65 . ( 60 ) - ص 26 . ( 61 ) - پيرزادهء زاهدى ، ص 50 . ( 62 ) - پارسادوست ، ص 132 . ( 63 ) - « ابو المظفّر جهانشاه مشهور به جهانشاه قراقوينلو امير ( 839 - 872 ق ) تركمان ، از طايفهء قراقوينلو ، پسر قرايوسف و برادر اسكندر قراقوينلو ، در 839 ق از جانب امير شاهرخ تيمورى به جاى برادر نشست . پس از آن مملكت را وسعت داد . در 856 ق اصفهان را قتل و غارت كرد و فارس و كرمان را مسخّر نمود . در 862 ق خراسان را گرفت . در اين وقت با طغيان پسرش حسنعلى قراقوينلو در آذربايجان مواجه گشت و به سرعت خود را به تبريز رساند . سپس پسر ديگرش ، پير بوداق ، را كه در بغداد عصيان كرده بود تنبيه نمود . در اواخر سال 871 ق عازم جنگ با اوزون حسن بود كه ناگهان در شكار غافلگير شده به دست دشمن در 70 سالگى به قتل رسيد ( 872 ق ) . پس از جهانشاه پسرش حسنعلى ، به جاى پدر نشست » ( دايرة المعارف فارسى ، ذيل « جهانشاه قراقوينلو » ) . ( 64 ) - ص ، 28 . ( 65 ) - عالم‌آراى صفوى ، ص 28 . ( 66 ) - همان‌جا . ( 67 ) - خورشاه ، ص 2 ؛ پارسادوست ، ص 133 . ( 68 ) - معروف به مراد غازى ( 806 - 855 ق ) ششمين سلطان عثمانى ( دايرة المعارف فارسى ، ذيل « مراد II » ) . ( 69 ) - كالويوآنس يا كالويونس ( Kalo Ioannis ) ، آخرين امپراطور مسيحى طرابوزان و از دودمان نجيب يونانيان . دختر وى كوراكاترينا ( Kyra Katerina ) مشهور به دسپينا كاتن و بعدها دسپينا خاتون همسر حسن بيگ آق قويونلو بود ( نك : همان ، ذيل « اوزون حسن » ؛ هينتس ، ص 41 ) . ( 70 ) - پارسادوست ، ص 136 . ( 71 ) - جنيد به سبب استحكام قلعه و رسيدن نيروهاى كمكى عثمانى براى يارى كالويوآنس نتوانست پيروز قطعى ميدان باشد ( نك : پارسادوست ، ص 136 ) . ( 72 ) - خواندمير ، غياث الدّين ، ج 4 ، ص 425 ؛ خورشاه ، ص 2 . ( 73 ) - « ابو نصر امير حسن بيگ مشهور به اوزون حسن [ - حسن دراز ] پادشاه ( 857 - 882 ق ) معروف از سلسلهء امراى معروف به آق قوينلو ، پسر على بيگ تركمان . وى در 857 ق در قلعهء آمد ( amed ) به جاى برادر خويش جهانگير تركمان به امارت نشست . در 861 ق در نزديك فرات ، طغيان برادرش ، جهانگير ، را كه از جهانشاه قراقوينلو مدد گرفته بود ؛ به سختى فرونشاند و چندى بعد قلعهء معروف به حصن كيف ( Hesnekeyf ) را از سلاطين ايوبى انتزاع نمود ( 864 ق ) . پس از آن ، جهانشاه قراقوينلو را كشت و عراق و آذربايجان را ضميمهء قلمرو خويش كرد ( 873 ق ) . چند سال بعد با سلطان محمّد فاتح ، پادشاه عثمانى ، مصاف داده ، مغلوب و منهزم شد ( 878 ق ) . آنگاه پسر خود ، اغورلو محمّد را ، كه به سلطان عثمانى پناه برده بود ، به حيله به دست آورده هلاك نمود ( 879 ق ) . دو سال بعد ، لشكر به گرجستان كشيده تفليس را بگشود