قاسمى حسينى گنابادى

35

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

2 . شيخ صدر الدّين موسى ( 704 - 794 ق ) دومين فرزند شيخ صفى الدّين اردبيلى كه بنابر وصيّت پدر در سنّ سى و يك سالگى ( 735 ق ) رهبرى طريقت پدر را عهده‌دار شد . او نيز ميان مريدان قبولى عام داشت 40 و در شهر اجدادىاش ، اردبيل ، به هدايت و ارشاد مريدان پرداخت . صدر الدّين به پيروى از پدر ، خليفه‌ها به نقاط دوردست ، يعنى آناطولى ( آسياى صغير ) ، شام و ديار بكر مىفرستاد 41 . آورده‌اند كه با فزونى اعتبار و مريدان شيخ صفى الدّين ، اشرف چوپانى 42 كه ، در اوايل اقتدارش ، به شيخ ارادت تمام داشت ، به مخالفت با شيخ برخاست و شيخ را به تبريز فراخواند و قصد جانش كرد . امّا به معجزه‌اى از خطر نجات يافت 43 . نقل است كه يكى از نزديكان امير اشرف چوپانى در عالم رؤيا ، شيخ صفى الدّين را ديده كه در غايت غضب بر اشرف چوپانى خشم گرفته بود و خطاب به اشرف مىگويد : « فرزند مرا چرا در اين شهر بازداشته ، من مملكت آذربايجان را به تو مىتوانم ديد ، تو يك پسر مرا به من نمىتوانى ديد » 44 . اشرف چوپانى ، نيز ، پس از اطّلاع از اين خواب از بيم ، شيخ صدر الدّين را رها كرد و شيخ نيز به اردبيل بازگشت . پس از مدّتى ، اشرف دوباره شيخ صدر الدّين را تهديد كرد و او به سمت گيلان گريخت . ستم‌هاى اشرف چوپانى سبب شد كه جانى بيگ 45 در 758 ق به مقرّ حكومت اشرف حمله كند و او را در حصار آورد و سرانجام به دست تيغش سپارد . با از بين رفتن اشرف چوپانى ، شيخ صدر الدّين به دعوت جانى بيگ ، كه به شيخ احترام بسيار داشت ، به آذربايجان و پس از مدّتى به اردبيل رفت و به اشاعهء طريقت خود پرداخت . شيخ صدر الدّين سرانجام در 794 ق پس از پنجاه و نه سال جانشينى منصب پدر ، درگذشت و جايگاه و مقامش را به فرزندش ، خواجه على سپرد . 3 . خواجه على ( متوفى 830 ق ) در منابع از او با عنوان « شيخ » 46 و گاه « سلطان » 47 ذكر شده است . آورده‌اند كه او در سوگ امام حسين ( ع ) دايم سياه مىپوشيد 48 و به همين سبب به ( سلطان ) خواجه على سياه‌پوش مشهور بود . او را در « زهد و صلاح و كشف اسرار علوم غيبى و رياضى و علم خداى سرآمد » دانسته‌اند 49 و كراماتى نيز به وى نسبت داده‌اند 50 . او نيز همانند پدرانش ، احترام بزرگان حكومتى را برانگيخت . چنان‌كه تيمور 51 ، با همهء