قاسمى حسينى گنابادى

مقدمه 21

شاه اسماعيل نامه ( فارسى )

رسميّتى كه از آنها گفته شد ، يقينا به آسانى نبود ؛ حاصل سيل‌هاى خون بود كه جارى شد و به قلب زمين پيوست . پرداختن به تعصّبات مذهبى و كشتار زنان و كودكان و مردمان عادى ، كه به غضب شاه جوان به بهانه‌هاى تسليم نشدن حاكمانشان و يا تلقّى خاصّشان از دين كشته مىشدند ، حكايتى غير از شادمانى « هويّت » و « رسميّت » دارد . در قضاوت تاريخ ، داورىهايى دراين‌باره هميشه مظلوم است . اگر كشته‌شدگان را هم‌مسلك و هم‌آئين خود بدانيم ، شهيدشان مىناميم و اگر همگون با آرمان‌هاى خود ندانيم ، كافرشان مىخوانيم . خوردن گوشت تن دشمنان و اجساد خصم را از قبور درآوردن و آتش زدن و بسيارى اعمال ديگر در قضاوت انسانى پذيرفتنى نيست . امّا مگر جبر تاريخى از ما قضاوت انسانى مىخواهد ! انسان در كدام معيار و باور امروزى بايد بررسى و تحليل شود ؟ شخصيّت شاه اسماعيل را از چه ديدگاهى بايد در نظر گرفت ؟ از ديدگاهى كه او را منجى ايران مىشمارند يا از دريچهء نگاهى كه وى را حامى تلقّى خاص از دين به شمار مىآورند ؟ از همين‌جاست كه توجيه تاريخى براساس باورها و سياست‌هايمان به دادمان مىرسد ؛ از همين‌جاست كه مورّخى شمشير خون‌ريز شاه صفوى را مىستايد و مورّخى ديگر ، كه تلقّى ديگرى دارد ، وى را بىرحم و سفّاك مىخواند 9 . از همين‌رو ، به اعتقاد نگارنده ، بايد تاريخ را روايت كرد تا مردمان براساس باورها و توانايىهاى عقلانى خود مطالب را استنباط كنند . اين اثر نيز روايتى ديگرگونه از شاه اسماعيل است كه نسخه‌اى از آن محفوظ در موزهء بريتانيا ، به گشاده‌دستى استاد گرانمايه جناب آقاى دكتر محمّد رضا نصيرى به دستم رسيد . تأمّل در نسخه اشتياقم را افزون كرد و مصمّم شدم تا براساس ساير نسخ در دسترس ، متن را تصحيح كنم . پس از تصحيح ، به شرح احوال شاه اسماعيل براساس متن پرداختم . با مراجعه به ساير متون تاريخى مربوط به دورهء شاه اسماعيل ، دريافتم كه شاه اسماعيل‌نامه نقص‌هايى دارد . به ناچار براساس منابع ديگر سعى كردم تا گزارش و شرح حال مناسب‌ترى از شاه اسماعيل و جنگ‌هاى او به دست دهم . همچنين مواردى كه قاسمى در اثر خود به آنها نپرداخته بود ، ضميمهء كار كنم . همهء اين ملاحظات كه به قول حافظ « اين همه نيست » اثرى شد كه به راهنمايى و تشويق استاد گرانقدر جناب آقاى دكتر محمّد رضا نصيرى تصحيح و براى چاپ آماده شد كه بر خود واجب مىدانم از ايشان تشكّر كنم . همچنين در انجام دادن اين كار از لطف فراوان برخى از اساتيد فرهيخته ، دوستان دانشمند و