نور الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : محمد علي ناصح )

22

سيرة جلال الدين يا تاريخ جلالى ( فارسى )

دارد . روش پسنديدهء وى را عيبى نباشد ، و درين معنى بسيار سخن رفت ، و من ذكر آن نكنم ، چو در امثال آن خاموشى خوشتر ، و از گفتار بهترست ، بارى شيخ شهاب الدّين بازگشت ، و وحشت همچنان بجاى و برپاى بود ، و اندكى بعد ، اغلمش اتابكى نايب شاهنشاه در عراق ، بقتل رسيد ، بدينگونه كه چون برنشسته بديدار حاجيان ، كه از حجّ خانهء يزدان بازميگشتند ميرفت ، اسمعيليّه درزى و هيئت حاجيان بر وى حمله كردند و او را از پاى در اوردند ، اينگاه خطبهء شاهنشاه در عراق متروك ماند ، و شاهنشاه بدان صوت در حركت امد تا آنجا را به حال نخستين بازگرداند . رفتن شاهنشاه بعراق و حوادث آنجا چون اغلمش كه هواخواه و داعى شاهنشاه بود ، و در عراق خطبه بنام وى ميكرد ، كشته شد ، و اتابك ازبك بن محمّد صاحب ارّان و آذربايجان ، و اتابك سعد بن زنگى ، داراى فارس ، بدانستند كه بدين هنگام ، عرصهء آن ناحيت از حامى و نگهبان تهى ، نيز شاهنشاه از انجا بس دور ، و در اقاصى بلاد ترك بقلع و قمع كافران اهريمن خوى مغولست ، اين فرصت بغنيمت شمرده ، هريك از ديار خويش ، بطمع تملّك عراق بدانسوى روى نهادند ، اتابك ازبك پس از آنكه به قدر مقدور لشگر جمع آورد و سپاه بهمراه برداشت . آهنگ عراق ساز كرد . و با موافقت اصفهانيان ، بدان شهر درامد ، و اتابك سعد برى رفت ، و آن را با قزوين و خوار و سمنان ، و حدود آن بگرفت ، اين اخبار در سمرقند بشاهنشاه رسيد ، و همّت وى كه دشوار را آسان ميپنداشت ، و دور را نزديك ميانگاشت ، او را به قصد قلع و قمع آنان برانگيخت ، و صد هزار سوار ، از شجاعان تندپوى ، و يگانه دليران جنگجوى برگزيد ، و بيشتر سپاه را با اكابر امرا و مشاهير بزرگان درگاه ، در بلاد ماوراء النّهر و مرز ديار ترك ، بر جاى نهاد ، چون بقومش رسيد ، ديگربار از همراهان خويش ، دوازده هزار سوار سبك رفتار اختيار كرد . و در اين راه بپويه شب بروز ميپيوست . آنچنان اسب را بتگ ميراند * كز پيش باد را بتگ ميماند و پيش از آنكه خبر وى برسد ، بخيل بزرگ ، از اعمال جديد رى ، برسيد ، و اتابك سعد كه در بيرون آن شهر بود . ندانست كه ( ن ) مگر وى براورده چون مرغ بال * و يا كرده ره طى بپاى خيال بارى چون اتابك سعد ، طلايهء لشگر را ، كه بوى نزديك گشته بود بديد ، گمان برد كه آنان ازبكانند ، و بسوداى ملك عراق بر سر وى آمده‌اند ، خود با لشگر سوار گشت ، و جنگى سخت كرده داد حرب بداد ، و بر سپاه شاهنشاه حمله‌هاى گران ، و هجومهاى پياپى اورد ،