نور الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : محمد علي ناصح )
10
سيرة جلال الدين يا تاريخ جلالى ( فارسى )
نامطبوع ساخته ، و قدرى از ارزش زحمات گرانبهاى مصحح و طابع كاسته است . بارى نسخهء چاپى اين كتاب را سالى چند ازين پيش از دوست دانشمند آقاى مجتبى مينوى بامانت خواسته ، پس از مطالعه و وقوف بر مزاياى آن استنساخ ، و باندازهء توان با دقت كامل تصحيح كردم ، سپس به حكم و اشارت برخى از دوستان و اساتيد گرامى ، ترجمهء اين اثر نفيس را بپارسى فصيح و روان ، خود بر عهده گرفته ، امتثال امر آنان را كمابيش سه سال شبانروز ، بدين خدمت اشتغال داشتم ، تا اين ترجمه از آغاز بپايان آمد ، و از سواد بر بياض رفت ، و اينك اگر ارباب دانش و خداوندان انصاف ، نتيجه را عذرخواه مقدمّات دانند ، و رنجى را كه درين باب كشيدهام سعى نامشكور و جهد نامنظور نشمارند ، از بخت شكر دارم و از روزگار هم . بهرحال چون متن عربى بزيور سجع و صنايع بديع آراسته ، و از محسنات سخن مشحونست ، رهى نيز در ترجمهء پارسى برعايت سبك مصنف ، تا آنجا كه نظم و اسلوب عبارات اصل از ميان نرود ، همچنين بتكلف نياز نيفتد و معنى فداى لفظ نشود ، لطايف كلام را ملحوظ داشته ، خصوصيّات بيان نگارنده را بزبانى ديگر تعبير ، و در همه جا " جز يكى دو مورد " ابيات عربى ، و گاهبگاه نثر متن را ، بنظم پارسى تقرير كرده ، و احيانا " توضيح مقال يا آرايش گفتار را از شعر استاد شاهد آورده است ، و هرچند درين مختصر ايجاز سخن مقصودست ، بناچار بايد خاطر دانشمندان را كه روى سخن با ايشانست به دو نكته تذكار دهم : يكى آنكه - شايد در ترجمهء بعضى ابيات يا امثال ، نخستين بار به نظر چنان نمايد ، كه ترجمه تا حدى با اصل مطابق نباشد ، اما چون به مقصود نويسندهء كتاب در تمثّل و استشهاد بدان اشعار ، توجه فرمايند ، درخواهند يافت كه ، ترجمان بيان منظور مؤلّف را درين موارد ، بر ترجمهء لفظى مقدم دانسته است ، و العذر عند كرام الناس مقبول . ديگر آنكه - در مجلدى كه اينك بطبع رسيده است ، از حدود ترجمه قدم فراتر ننهاده ، و بيان كيفيّت تصحيح بعضى اغلاط ، و ذكر مآخذ ضبط اعلام رجال و نامهاى اماكن ، يا شرححال بزرگان و مقام ادبى مصنف ، و تفصيل وقايعى را كه بر سبيل اجمال يا استطراد ، در متن كتاب مسطورست ، بمجلد دوم " حواشى و تعليقات " موكول داشتهام ، چو با التزام اين مباحث ، حجم اين مجلد دو برابر ميافزود و طبع آن دشوار ميشد ، يا معوّق ميماند و از امسال بسال ديگر ميافتاد ، و " سال ديگر را كه ميداند حيات " و اگر بخواست خداوند عمرى باقى باشد ، و اندك آسايشى دست دهد ، و تشويق ارباب فضل مدد كند ، اميدوارم به زودى با طبع مجلّد ثانى فائدت اين ترجمه تكميل يابد ، و گفتنيها بتفصيل گفته شود . و با اينكه غلطهاى نسخهء اصل بيشمار ، و نسخهء ديگر كه وسيلت حل اشكال شود ،