شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
475
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
در ضمن اردو كشى به چين ناخوش شد و مرد . ع 1 107 / 4 ولج - از قلاع طخارستان بوده است ، طبقات ناصرى ديده شود . ع 1 . در طبقات ناصرى بغلط ولخ چاپ شده است و در بعضى مآخذ به بلخ تحريف شده است . 54 / 10 نيز ديده شود . 109 / 4 گرديز - در يك منزلى مشرق غزنين واقع بوده است . ع 1 111 / 12 علاء الدّين ، در متن عربى عالى الدّين آمده است . ع 1 . اين ظاهرا غلط است ، در نسخهء ب م هم علاء الدّين است . 113 / 7 باقى بود ، در متن عربى گويد « از سوارى دادن معاف بود » . ع 1 114 / 2 جودى تعليقات ديده شود 114 و 115 رانهء شتره تعليقات ديده شود 120 / 2 ايلتتمش 123 / 11 و ح چربى در اسم اين سردار ( طولن چربى ) در زبان مغولى بمعنى حاجب است . ع 1 125 / 13 غمرى 128 / 17 سلب تولى خان ، رجوع شود به حاشيه بر 107 / 1 در 16 سطر پيش ازين . 129 / 1 چيزى بازگشت ، مطابق متن عربى « به رى بازگشت » درستست . شايد تصحيف ناسخ باشد كه برى را بدل به چيزى كرده است . 131 / ح 3 ب م : بنداور 134 / 8 مىكرد 2 ، 135 / 1 محلّ معمور و 138 / 15 ايذا ، غلط نسخهء اصل است ؛ ابذا درستست يعنى فحش و بدزبانى .