شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
408
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
معين الدّين ابو القاسم هارون بن على معروف به ابن دندان تبريزى وزير اين نصرة الدّين بيشكين بود . استاد مصطفى جواد كه در حاشيه بر مجمع الآداب اين مطلب را نقل كرده است مرتكب سهوى شده و اين بيشكين را با پيشتگين مذكور در كتاب زامباؤر اشتباه كرده و يكى دانسته است ( ص 295 همين كتاب ديده شود ) ص 296 ربيب الدّين ، چنان كه در تعليقهء سابق اشاره شد ابن الفوطى در حرف ميم از كتاب مجمع الآداب لقب اين وزير را معين الدّين آورده و گفته است كه وزير نصرة الدّين بيشكين پسر نصرة الدّين محمّد بن بيشكين بود و در 620 وفات يافت . معاصرين اين وزير او را ربيب الدّين گفتهاند ، ولى معين الاسلام و المسلمين جزء القاب او در ديباجه و خاتمهء مرزبان نامه آمده است ؛ امكان اين نيز هست كه ابتدا لقب معين الدّين داشته و پس از رفعت مقام به ربيب الدّين ملقّب شده است . وزارت او نزد بيشكين منافات با قول مؤرّخين ديگر ندارد و ممكنست كه قبل ازانكه وزير اتابك ازبك شود وزير نصرة الدّين بيشكين بوده باشد ؛ ولى تاريخ 620 براى وفات او ظاهرا درست نيست ، چه مسلّم است كه تا 624 زنده بوده است ( مقدّمهء مرحوم قزوينى بر مرزبان نامه ص يه ديده شود ) . ص 298 رياست خراسان ، در همين كتاب ص 190 رئيس كوزهكنان ، ص 145 نظام الدّين رئيس تبريز ، ص 97 رئيس علاء الدّولهء شريف رئيس همدان ، ص 94 رئيس صدر الدّين خجندى رئيس اصفهان ؛ و در سياستنامهء نظام الملك ( سير الملوك چاپ دارك ص 95 ) اندر پرسيدن از حال عامل و قاضى و شحنه و رئيس و شرط سياست ؛ و در كتب تاريخ عهد سلاجقه نام ابو مسلم داماد نظام الملك بعنوان رئيس رى كه با حسن صبّاح مخالفتى داشت ؛ نظاير استعمال اين لقب و