شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
404
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
ص 161 مراغه ، نيز پيش ازين در صفحات 101 و 138 و 140 و 147 و 158 ، دو تن از شاهان مراغه كه در سالهاى مقدّم بر اين زمان ، يعنى تا 604 و 605 ، زنده بودهاند در كامل ابن الأثير و مجمع الآداب ابن الفوطى مذكورند : علاء الدّين قراسنقر كه در حوادث سنهء 602 و 604 در ابن الأثير مذكور است و شايد همان باشد كه در مجمع بشمارهء 1598 علاء الدّين ارسلان بن كربة بن نصرة الدّين ابه ارسلان بن أتابك قراسنقر الأحمد يلى المراغى ملك مراغه خوانده شده است و يمكن كه علاء الدّين كرابهء مذكور در سيرت جلال الدّين ( 161 ) پدر او بوده باشد . ابن الفوطى گويد كه قاضى افضل الدّين در كتاب تاريخ بيشكين او را ياد كرده و گفته است كه علاء الدّين صاحب مراغه در ذى القعدهء سنهء 604 درگذشت و در قبّهء خود در مدرسه ( ظ : مدرسهء عزّيّه ) مدفون شد ، و اين قبّه بلندترين و آبادترين قبّههاست و سلافه خاتون زوجهء اتابك خموش را هم در همان جا دفن كردند . هم او در حقّ عزّ الدّين ابو الحارث ارسلان ابه ابن اتابك التّركى المراغى صاحب مراغه آورده است كه اميرى عادل بود و استاد ما كمال الدّين احمد بن العزيز المراغى قاضى سراب او را مدح كرده است . و اين عزّ الدّين در نبردى كه ميان او و نصرة الدّين بيشكين در ورزمان از نواحى تبريز در سال 605 روى داد كشته شد ، و او صاحب آن مدرسهايست كه اكنون بمدرسهء قاضى معروف است ( مجمع الآداب شمارهء 18 ) . و مرادش از قاضى ظاهرا كمال الدّين محمّد بن عبد الحميد قزوينى فقيه مدرّس باشد كه در مجمع الآداب در شمارهء 523 حرف كاف ذكر شده است . ابن الأثير مىگويد كه در اين سال ( 604 ) علاء الدّين قراسنقر صاحب مراغه مرد و بعد از وى امارت به پسر او كه طفلى بود رسيد و يكى از خدّام