شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

397

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

تكملهء تعليقات در اثناى آنكه اين تعليقات بچاپ مىرسيد برخى مطالب بدست آمد و يادداشت شد كه در روشن كردن مندرجات اين كتاب مفيد خواهد بود ، و بخصوص در مجمع الآداب ( مختصر معجم الألقاب ) ابن الفوطى ، كه دو جلد آن بتازگى باهتمام استاد مصطفى جواد منتشر شده است ، اطّلاعاتى در باب رجال مذكور در سيره يافت شد كه مغتنم است . آن جمله را در اين اوراق باختصار نقل مىكنم : ص 4 و 7 و 12 و غيره ، علاء الدّين ابو الفتح محمّد خوارزمشاه در زمان پدرش تكش به قطب الدّين ملقّب بود ، پس از مرگ او لقب خويش را به علاء الدّين بدل كرد ؛ به عفّت و كوتاه دستى موصوف بود و در فقه و اصول دستى داشت ، و اهل علم ملازم مجلس او بودند و زندگانى به سادگى مىگذرانيد ؛ بيست و يك سال و چند ماه پادشاهى كرد . مجمع شمارهء 1611 . ص 33 نوبت ذو القرنين ، نظامى در اسكندرنامه گويد : همان نوبت پاس در صبح و شام * ز نوبتگه او برآورد نام ص 33 و 57 غياث الدّين غورى ، ابو الفوارس محمّد بن سام بن محمّد برادر شهاب الدّين محمّد بن سام مسجدها و خانقاهها و مدرسه‌ها در خراسان بنا كرد و كاروان‌سراها در راهها و بيابانها ، و بر همهء آنها املاك وقف كرد ، و هرگز دست