شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
373
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
خ ر ق جزء مستدركات زبيدى ، و بعضى كتب ديگر . بهر حال معنى مثل اينست كه پارگى ( يا سوراخ ) ازان بيشتر و بزرگتر شده است كه بتوان دوخت و وصله كرد ، بعبارت ديگر كار از چاره گذشته است . 183 / 12 و 195 / 7 و 12 آلات مجلس ، بمعنى كلّيهء ظروف و ملزومات مجلس شراب ، يعنى خوانچهها و جامها و صراحىها و نقلدانها و نرگسدانها ، كه يك دست كامل ( عدّهء هر يك از ظرفها چه باشد و از براى چند نفر ، نمىدانم ) باشد ؛ آن را مجلس و مجلس خانه هم مىگفتند . در تاريخ بيهقى آمده است ( چاپ فيّاض 226 ) : پس از بازگشتن آن دو سالار امير فرمود دو مجلس جام زرّين با صراحيهاى پرشراب و نقلدانها و نرگسدانها راست كردند دو سالار را ؛ و در سياستنامه در داستان اسماعيلى شدن نصر بن احمد آمده است ( چاپ دارك 270 و ما بعد ) : از معنى مطرح و فرش و آلت مجلس و زينتى كه از زرينه و سيمينه باشد چنان كه بايد بنده را نيست . . . ، از سر نان بمجلس شراب رويم و هر كسى سه قدح شراب بخوريم و هرچه در آن مجلس زرينه و سيمينه بود همه بسران سپاه بخشيم . . . ، هرچه در آن مجلس زرينه و سيمينه از خزانهء تو بردهاند يغما كنند ، . . . مرا دستى مجلس خانهء ( نه خوانچهء ) زرين مرصّع هست چنان كه امروز هيچ پادشاه را نيست . . . ؛ و در آداب الحرب و الشّجاعه ( نسخهء عبد الحسين ميكده ) از مجلس خانه مكرّر گفتگو شده است ، از آن جمله : وقتى سلطان بهرامشاه در قصر باغ پيروزى جشنى كرده بود و مجلسى آراسته كه چشم روزگار بيش چنان نبيند ، چون روز به آخر آمد بفرمود كه مجلس خانه را از قصر باغ بيرون برند ، فرّاشى نرگسدانى زرين مرصّع در وزن هزار مثقال لگد برو نهاد و