شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

357

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

شده است و هوداس هم در متن و ترجمهء خويش آن را تطبيق نكرده و محلّ ترديد دانسته است . در تاريخ گرجستان بفرانسه كه بروسه Brosset از مآخذ گرجى ترجمه كرده است اين اسم گرنى نوشته شده است و نام قريه‌ايست در نزديكى دوين ( ج 1 ص 497 ) . در حاشيهء مستر بويل بر ترجمهء جهانگشاى جوينى ( ص 433 ) نيز بنقل از يك مأخذ ارمنى اسم اين محلّ گرنى آمده است ( Garni - ) . در تحقيقات پروفسور مينورسكى راجع بتاريخ قفقازيّه كه همراه باب الشّدّاديّة از جامع الدّول منجّم‌باشى منتشر شده است در باب شهر گرنى و رودى بدين نام ( - نهر الأكراد ) و شهر دوين كه بر كنار همان نهر بود اطّلاعات دقيق هست . حاشيه بر ص 359 ( تعليقه بر 150 / 9 ) نيز ديده شود . 143 / 10 شلوه ، در تاريخ سابق الذّكر بروسه احوال اين نبرد كه ميان لشكريان جلال الدّين و لشكريان رسودان ملكهء گرجيان واقع شد بتفصيل از روى مآخذ گرجى نقل شده است ( ج 1 ص 497 و ما بعد ) ، و شلوه Chalwa ( يا ( Chalve و برادر او ايوانى Iwane معرّفى شده‌اند . در ابن الأثير نيز در حوادث سال 622 وقايع اين جنگ كه دران شلوه و ايوانى مقدّمان لشكر گرجيان بودند حكايت شده است ؛ همچنين در جهانگشاى جوينى ج 2 ص 159 تا 162 ، و ترجمهء انگليسى آن ج 2 ص 427 تا 429 ؛ و در تاريخ ارمنستان گيراگس از اهل گنجه كه معاصر مغول بوده ( ترجمهء ملخّص آن بفرانسه از ( Dulaurier ؛ رجوع شود به يادداشتهاى قزوينى ج 1 ص 166 ؛ قزوينى در آثار البلاد قصّهء يك ايوانى را آورده كه به فتح خلاط آمده بود ( چاپ بيروت 524 ) ؛ پسر شلوه بعدها به خدمت پادشاهان سلجوقى روم درآمد و در عهد غياث الدّين كيخسرو در جنگى كه ميان او و لشكر