شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
354
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
است بمناسبت پسرش بهاء الملك . 136 / 1 جند ، در جنوب رود سيحون و مشرق درياچهء آرال بوده و محلّ آن نزديك شهر جديد Perovski است . براى وصف آن رجوع شود به ترجمهء حدود العالم صفحات 122 ، 307 ( نقشه ) ، 371 . اينكه سلطان در حين مسافرت به بخارا از جند گذشته است مستلزم اين نيست كه در سر راه او بوده باشد ، بلكه از خوارزم به سمت شمال شرقى به جند رفته است و سپس در جهت جنوب شرقى بجانب بخارا روى آورده . فاصلهء جند از خوارزم ده منزل ( ده روز راه ) بوده است . 138 / 2 و 4 ديوان عزيز ، اصطلاحا ديوان خليفه در بغداد بدين لفظ خوانده مىشده است . نيز 19 / 15 و 104 / 18 و 200 / 8 ديده شود ؛ در كتب عربى الدّار العزيزة گفته شده است . 138 / 14 دقوقا ، ناحيهاى از نواحى ولايت كركوك در عراق ، كه در قديم بنامهاى دقوق و طاووق نيز خوانده مىشد و امروزه داقوق يا طاووق ناميده مىشود ، و نهر دقوق كه از شهر دقوق ( حكومتنشين آن ناحيه ) مىگذرد و در شنهاى پائين آن شهر ناپديد مىگردد ، در سرزمينهاى خلافت شرقى صفحات 64 و 99 وصف شده است . در بلدان الخلافة الشرقيّة ( ترجمهء عربى همان كتاب لسترينج كه سرزمينهاى خلافت شرقى هم ترجمهء فارسى آنست ) مترجمين اطّلاعاتى ديگر نيز درج كردهاند ( ص 83 و 120 تا 121 ) . 140 / 8 قاضى مجير الدّين عمر بن سعد خوارزمى ، در اين كتاب در همهء موارد چه در متن عربى و چه در ترجمهء فارسى نامش چنين آمده است ( 19 متن و حاشيه ، 156 حاشيه ، 177 حاشيه ديده شود ) . در تاريخ ابن بىبى ( الأوامر العلائيّة