شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

347

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

فخر الدّين مباركشاه مرورودى كه قسمت تاريخى آن در لندن باهتمام دنيسون راس چاپ شده است در وقايع زندگانى قطب الدّين ايبك مىخوانيم كه سلطان معزّ الدّين غورى محمّد بن سام در سال 602 بهمراهى او لشكرى بجنگ قبايل كوكران و سيهان و جمتان و هرهران و نهونان و اندهان و رامبالان و اهل كوه جود برد ( ص 27 ) ؛ و در طبقات ناصرى آمده است ( ج 2 ص 620 چاپ عبد الحىّ حبيبى ) كه در سال 644 الغ خان معظّم با ملوك و امراء اسلام بر عزيمت نهب كوه [ پايهء ] جود از لشكر جدا شد تا رانهء كوه جود را كه سال گذشته راهبر لشكر كفّار مغل بوده بود انتقام كشد ، . . . كوه جود و اطراف آب جيلم را بزد و تا لب آب سند لشكر اسلام بتاخت . و در جهانگشاى جوينى در ضمن همين وقايع جنگهاى جلال الدّين منكبرنى كه حكايت شده است گفته شده است ( ج 2 ص 145 و 147 ) كه تاج الدّين ملك خلج را با لشكرى بكوه جود فرستاد تا آن را غارت كردند ، و . . . چون هوا گرم شد سلطان از اوچّه عزم يايلاغ كوه جود و بلاله و ركاله كرد ، الخ . تاج الدّين در اين تاخت و تاز قلعهء بس راور را مىگيرد ، و اين نام در نسخهء قديم بر شاور است ، و حال آنكه نسوى كلور مىگويد . اختلافات نسخ جهانگشاى را در ضبط اين كلمه ، و ضبط جامع التّواريخ را ، مرحوم قزوينى در حاشيهء ص 145 داده است . گردنه‌اى بنام ثنيّة جودرى در كتاب الهند بيرونى مذكور است ( ص 170 چاپ حيدرآباد ) كه بين دنبور و پيشاور واقع است و من نمىدانم كه آيا ربطى به جودى يا جود سابق الذّكر دارد يا نه . 114 / 17 دندنه ، و 115 / 1 ساقون ، اين دو نام را در كتب ديگر راجع بتاريخ و جغرافياى هند نيافتم . يك دنبور در كتاب الهند مذكور است ( سه سطر