شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

345

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

كرده است . 110 / 8 بيت عربى از مرثيهء ابو تمّام است در حقّ محمّد ( و قحطبه و ابو نصر ، سه ) پسر حميد طوسى ، كه بعضى ديگر از ابيات آن هم در اين كتاب آمده است . بيت در ديوان بلفظ « و نفس . . . كأنما . . . يوم الرّوع . . . » آمده است ، تبديل ابتداى بيت عمدى بوده است و اختلافات ديگر شايد مبتنى بر روايات است ( به ديوان چاپ مكتبة الوطنيّهء بيروت ص 330 رجوع شود ) . 111 / 11 دروذه ، قلعه‌اى در ولايت كابل در محلّ التقاى دو رود شروت و ساو بنام دروته در كتاب الهند بيرونى ( چاپ حيدرآباد ص 215 ، ترجمهء انگليسى ص 259 ) مذكور است ، و نهر ساو از شهر لنبگا ( لمغان ) كه مىگذرد در نزديكى اين قلعه به رود غوروند مىريزد ، آب نور و قيرات نيز در همين رود داخل مىشود . نمىدانم مراد از دروذه همين دروته است يا جائى ديگر . 111 / 11 ضياء الملك ، نيز 177 ح و مقدّمهء كتاب ديده شود ، نام اين وزير ( عارض لشكر چيزى شبيه به وزير جنگ ما بوده است ) در مقدّمهء نسائم الأسحار ( چاپ دانشگاه 8 تا 9 ) آمده است بمناسبت نام نبيرهء او نصرة الدّين صائن وزير ، كه مؤلّف آن كتاب گويد : جدّ بزرگش صاحب سعيد علاء الدّين ضياء الملك محمّد بن مودود عارض نسوى غرّه و سنام اركان دولت و أعيان حضرت سلاطين خوارزمشاهى بوده است ، و مصداق اين معنى آنكه صاحب فاضل شهاب الدّين محمّد زيدرى كه منشى ديوان سلطان مغفور جلال الدين منكبرنى بوده است با وجود معادات ظاهر و مكاشفتى تمام كه با آن خواجه داشته در تواريخ بدين موجب مىنويسد كه . . . . ( مضمون گفتار نسوى را نقل كرده است ) .