شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

327

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

كه در ولايت خرخيز تركستان بخصوص در نواحى شمالى آن ولايت موجود است و دسته‌هاى كارد و قبضه‌هاى شمشير از استخوان پيشانى وى ساخته مىشود و رنگ آن زردى است كه بسرخى مىزند و بر ان نقوش ديده مىشود ، و چنين و چنان ( الفتح الوهبى ج 2 ص 31 ديده شود ) ؛ مستوفى قزوينى در نزهة القلوب در باب مربوط به حيوانات ( كه متن فارسى و ترجمهء انگليسى آن جداگانه منتشر شده است ، ص 20 متن و I 4 انگليسى ) قول طوسى را از تنسوق‌نامه نقل كرده و خود او گفته « از ختو سرو مطلوبست ، زرد رنگ بود و قيمتى تمام دارد و جوانش بهتر از پير . . . » ؛ ثعالبى در لطائف المعارف در فصل راجع بخصائص بلاد ترك ذكرى از ختوّ و خدنگ و يشم مىكند ( چاپ مصر 1379 ص 224 ) . در زين الأخبار گرديزى ( چاپ طهران ص 66 ) ختو جزء هدايائى كه قدر خان براى سلطان محمود غزنوى فرستاد مذكور است ، و در آداب الحرب و الشّجاعهء فخر الدّين مباركشاه ( نسخهء خطّى عبد الحسين ميكده ) در جزء هدايائى كه همراه رسول مىتوان فرستاد كاردهاى دسته ختو نام برده شده است . تحقيق در اينكه اصل اين كلمه چينى و كوتو بوده است و دندان فيل دريائى يا شير ماهى Walrus بوده است ، و اينكه افسانهاى نويسندگان ايرانى و عرب از كجا پيدا شده است ، همگى كار برتلد لاوفر است كه مقالهء خاصّى در آن باب نوشته بوده و در Sino - Iranica هم از ان بحث مىكند . نيز رجوع شود به لفظ ختو در فرهنگ فولّرس و يادداشتهاى قزوينى ج 4 ص 190 . 50 / 7 طوغاج ، نيز 7 / 10 « طوغاج كه واسطهء مملكت چينست » ، و 8 / 15 « چون التون خان بدار الملك طوغاج مراجعت كند » و 8 / 19 ، و نيز طوغاج