شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )

310

سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )

صدر جهان محمّد بن احمد بن عبد العزيز بن مازهء بخارى رئيس حنفيان بخارا حج گزارد ، و او بحقيقت صاحب بخارا بود و به ( پادشاهان ) ختا خراج مىداد و در آن شهر جانشين ايشان بود . در اين سفر حج رفتار او در راه پسنديده نيفتاد و كارى نيك انجام نداد ، و هر چند كه در موقع ورود از بخارا ببغداد مورد اكرام و اعزاز گرديد در هنگام بازگشت از حج در بغداد به او اعتنائى نشد بسبب رفتار سوئى كه با حاجيان كرده بود ، تا بحدّى كه حجّاج او را صدر جهنّم نام كرده بودند . سبط ابن الجوزى در مرآة الزّمان در حوادث همان سال گويد محمّد بن عمر بن مازه ( در اين اسم اشتباه كرده ) ملقّب بصدر جهان در سفر حج از بخارا وارد بغداد شد و همهء رجال جز خليفه و وزير باستقبال او رفتند ، و در دارزبيدة وى را منزل دادند و براى او سيورسات و لوازم مهمانى بردند ، و با او سيصد تن از فقها و طلّاب فقه همراه بودند . صاحب الجواهر المضيئة زير اسم محمّد بن عبد العزيز بن محمّد بن عمر بن عبد العزيز بن عمر ( سهوا بجاى محمّد بن احمد بن عبد العزيز بن مازة ) از همين سفر حج بحث مىكند و مىگويد جمع عظيمى از ديوانيان و حاجبان و وزراء و امراء و اعيان سواره به پيش و از او شتافتند و او را در خانه‌اى در كنار نهر عيسى منزل دادند و لوازم مهمانى براى او بردند ، و به حج رفت و بازگشت ، و به او و فرزندان او خلعت دادند و در سال 604 متوجّه شهر خود شد . هنگامى كه از بغداد خارج ميشد مردم دنبال او بيرون رفتند و او را دشنام مىدادند ، بدين سبب كه غلامان او در طريق حج بهر آبشخورى مىرسيدند آب را به خود منحصر ميساختند و حاجيان ديگر را از نوشيدن و آب برداشتن مانع مىشدند و مردم دچار عطش شديد بودند . سبط ابن الجوزى گويد من هم