شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
296
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
و در مقدّمهء اقبالنامه يا خردنامه ( جلد دوم اسكندرنامه ) نيز سه بيت ذيل به دو مربوط است : چرا بيشكين خواند او را سپهر * كه هست از چنان خسروان بيش مهر اگر پيشكين بر نويسند راست * بود كى پشين ، حرف بر وى گواست سزد گر بود نام او كى پشين * كه هم كى نشان است و هم كى نشين و حال آنكه تقديم اين كتاب بر حسب ابيات مقدّم بر اين سه بيت به اتابك موصل عزّ الدّين مسعود بن مودود بن زنگى بوده است كه در 589 درگذشت ، و مرحوم وحيد دستگردى مصراع « ملك نصرة الدّين سلطان نشان » را غلط و « ملك عزّ دين قاهر شه نشان » را صحيح تشخيص داده است ؛ ولى اين مسأله خارج از بحث ماست ، نظامىشناسان در آن خصوص بحث خواهند كرد . 5 / 19 ربيب الدّين وزير معروف به دندان ، اسم و نسب او بطور كامل ربيب الدّين ابو القاسم هرون بن على بن ظفر بوده است ؛ در متن عربى سيرت جلال الدّين فقط ابو القاسم بن على گفته است ، ولى در آخر نسخهاى از جلد اوّل از چهارده جلد ترجمهء فارسى تفسير طبرى كه در پاريس محفوظ است نسب كامل او داده شده است . قدرى از احوال او در اين كتاب آمده است كه چگونه خانهء خويش را مدرسه ساخته بود و به زهد و تقوى مىزيست ( صفحات 23 تا 25 ، 149 ، 184 تا 185 ديده شود ) . مرزباننامه كه مرحوم محمّد قزوينى تصحيح كرده و بطبع رسانيده است بنام ربيب الدّين ساخته شده است و در آخر آن شرحى دربارهء اين مرد و كتابخانهاى كه در جامع تبريز بنا كرده بوده است آمده ( مقدّمهء مرزباننامه ص يد تا يو ، و متن آن ص 7 تا 10 و 297 تا 300 ) . نسخهاى از شرح ابيات