شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
293
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
ج 7 ص 201 رجوع شود ) هم نمىسازد . در نقشهء فرانسوى آسيا بمقياس يك ميليون به يك در ورقهء مرو نام زيدر ( Zeidar ) هست ، و در شمال بجنورد و مغرب زيدر در ساحل رود اترك دو محمّد آباد هست و در مشرق زيدر خير آباد ، و در جنوبش كلبات چشمه واقع است . تمامى اين ناحيه كوهستانى است و احتمال اينكه قلعهاى در هر گوشهء اين جبال بوده باشد هست ، امّا خرندز كدام يك بوده است ، معلوم من نشد . در باب رباطى كه در نسا ساخته بودند رجوع شود به تعليقه بر 74 / 7 راجع به عماد الدّين . 3 / 9 تا 10 شتّان ما بين . . . ، فاصلهء زيادى است بين دانستن و شنيدن ، و آنچه ديده باشند كجا و دنبال اثر آن رفتن كجا . مضمون مطابق است با مصراع دوّم بيت فارسى كه بعد از ان آمده است . شتّان بفتح نون خوانده مىشود اگر چه قولى بر مكسور خواندن آن نيز هست . نيمهء دوّم اين عبارت مأخوذ است از مثل « لا أطلب أثرا بعد عين » . 4 / 4 منكبرنى ، اين اسم معلوم نيست بچه صورت بايد نوشته شود ، چگونه تلفّظ شود ، اصل و اشتقاق آن از چيست . بعضى از تركىدانهاى اروپائى و بتبع ايشان برخى از استادان تركيّه آن را مينگ برتى ، دادهء مينگ ( از مقولهء اللّهوردى و خداوردى و تغرى بردى ) گفتهاند ، ولى بدين صورت در هيچ كتاب قديم ديده نشده است تا چنين معنى و اشتقاقى براى آن بتوان تصوّر كرد ؛ براى تفصيل اين مطلب رجوع شود به حواشى مرحوم قزوينى در آخر جلد دوم جهانگشاى جوينى ( ص 286 تا 292 ) . گفتهء آن مرحوم را بنده بدين چند كلمه تأييد و تكميل مىكند كه : اين لفظ در سيرة جلال الدّين نسوى ( اصل عربى ) شش بار آمده است